شمارهٔ ۱۹۶۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به گفتوگو با یک پیر ترسایی اشاره میکند و از یادآوری مردی دانا سخن میگوید که در میان پیروان میپرستی، هیچ جایی بهتر از میکده نیست. او به درد و شوق افراد مختلف اشاره کرده و میگوید که همه در عشق خود به دنبال چیزی هستند. همچنین، شاعر از ساقی میخواهد که جرعهای به او بدهد و لذت نوشیدن باده را در جمع دوستان توصیف میکند. در پایان به گذر عمر و عشق اشاره میکند و به ناپایداری و گردش ایام میپردازد.
دوش می گفت پیر ترسایییاد دارم ز مرد دانایی
هوش مصنوعی: دیشب از شخصی با دانش و تجربهای که سالها پیش ملاقات کرده بودم، صحبت میکردم.
کاندرین دور می پرستان رانیست خوشتر ز میکده جایی
هوش مصنوعی: در این دوران، برای عاشقان شراب جایی خوشتر از میکده وجود ندارد.
درد نوشان و کنج دیر مغانخلق عالم به هر تماشایی
هوش مصنوعی: درد تلخی که در میخانهها وجود دارد، برای برخی از انسانها جذابیت خاصی دارد و همهی مردم برای دیدن آن به تماشای آن میآیند.
بر سر چار سوی خطه عشقنیست خالی سری ز سودایی
هوش مصنوعی: در هر گوشه و کنار سرزمین عشق، کسی وجود ندارد که از آرزو و خیال پر باشد.
زاهد و باغ خلد و ما و حبیبهر کسی را بود تمنایی
هوش مصنوعی: هر کسی در زندگی خود آرزوهایی دارد، چه زاهد که در باغ بهشت نشسته باشد و چه ما که آرزوهای خود را با عشق و محبوب خود میگذرانیم.
ساقیا، زان قدح که می نوشیجرعه ای ده به بی سر و پایی
هوش مصنوعی: ای ساقی، از آن پیالهای که مینوشی، یک جرعه به من هم بده، که من در این حال بیسر و سامانم.
خوش بود جام باده نوشیدنخاصه از دست مجلس آرایی
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب لذتبخش است، بهویژه وقتی که از دستان کسی که در مجلس بهخوبی تزئین شده، ارائه شود.
در تردد گذشت عمر عزیزهمچو من نیست مختلف جایی
هوش مصنوعی: عمر گرانبهایم مانند یک مسافر که هیچگاه در یک جا نمیماند، به سرعت میگذرد و در هیچ مکانی ثابت نمیشود.
شد ز مهر تو ذره سان خسروهرزه گردی و باد پیمایی
هوش مصنوعی: از عشق تو، همچون ذرهای در نور خورشید، خسرو در عشق و لذتجویی سرگردان و بیهدف شده است.