شمارهٔ ۱۹۶۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساس تنهایی و دردی عمیق ناشی از عشق را بیان میکند. او در میان فصل بهار، که دیگران در حال شادی و تماشا هستند، به سراغ غم و اندوه خود رفته است. او به خاک شدن زیر پای محبوبش آرزو دارد و از جدایی و دوری از او میگرید. شاعر با استفاده از استعارات طبیعت و عشق، از مشکلات و رنجهای خود سخن میگوید و رضایتش را حتی در درد و خاری که از معشوق دارد، نشان میدهد. او همچنین از دیگران میخواهد که از جستجوی معشوقههای به اصطلاح عاقل دست بردارند، زیرا عشق واقعی تنها در دیوانگی و شیدایی پیدا میشود.
بهاری این چنین خرم، مرا آواره دل جاییمن و کنج غم و هر کس به باغی و تماشایی
هوش مصنوعی: بهاری اینگونه زیبا و شاداب است که من را دلناخوش و آواره کرده است. هر کسی در باغی مشغول تماشا و لذت بردن است، اما من در گوشهای از اندوه و غم نشستهام.
به سوی سرو پا در گل روان شد خلق و من آنمکه خواهم خاک گشتن زیر پای سر و بالایی
هوش مصنوعی: مردم به سمت درختان بلند و زیبا میروند، ولی من آن فردی هستم که آرزویم این است که زیر پای آن سر و قامت بایستم و خاک بشوم.
ز هجران خون همی گریم، نروید جز گیاه غمچنین ابری معاذالله اگر بارد به صحرایی!
هوش مصنوعی: از دل تنگی و دوری کسی به شدت گریه میکنم، و هیچ چیز جز درد و غم از این ابری که بر سرم هست، رشد نمیکند، ای کاش این باران بر سر سرزمین خالی و بدون زندگی نریزد!
تو ای کم گوی از کویش، بکش پا، من همی گویمکه پیشش سر نهی از من، اگر پیش آیدت جایی
هوش مصنوعی: ای کسی که کم صحبت میکنی از کوی محبوب، بساز و آمدن را آغاز کن، من نیز از دیگران میگویم که اگر جایی برای تو پیش آمد، سر را به حضورش ببر.
به کویت سنگ سارم، گر تو بنوازی به یک سنگمبیا نظاره کن، باری جمال حال رسوایی
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و محبت به تو، حتی اگر کسی به من سنگ بیندازد، باز هم از تو خوشحالم. اگر به من توجه کنی و محبت کنی، میتوانی حال و وضعیت من را ببینی که چقدر برای تو دلبستهام.
به خاری کز جفایت می خلد در سینه، خرسندماگر از نخل بالایت نمی ارزم به خرمایی
هوش مصنوعی: من از درد و رنجی که از بیمهری تو به دل دارم راضیام، زیرا هیچ چیزی در دنیا برایم ارزشمندتر از تو نیست، حتی اگر آن چیز یک خرما باشد.
کباب خام سوزی را حریف چاشنی داندکه از سوز جگر وقتی چو من پخته ست سودایی
هوش مصنوعی: دوستی که در آتش عشق میسوزد، بر این باور است که طعم کباب نپخته را تنها با چاشنیهای مناسب میتوان بهبود بخشید، زیرا او از تجربه و درد دلهای مشابه من بهرهمند است و میداند که چه احساسی را درون خود دارد.
اگر زیر و زبر شد ذره، گو می شو، چه باب است اینکه یاد آید گهی خورشید را از بی سرو پایی
هوش مصنوعی: اگر ذرهای از اصل و قاعده خود خارج شود، بگو که بیفایده است. چه معنی دارد که در چنین حالتی گاهی خورشید را به خاطر بیپایی یاد آوریم؟
تو، ای عاقل، که از خسرو سر و سامان همی جوییرها کن، وه چه می جویی ز مجنونی و شیدایی
هوش مصنوعی: ای انسان دانا، اگر در پی یافتن راحتی و آسایش هستی، از جستجوی مقام و قدرت دست بکش، چه سودی از دنبال کردن عشق و جنون میبری؟