شمارهٔ ۱۹۶۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و ناامیدی شاعر است. او در ابتدا به اشتباه احساسات دیگران را نادیده گرفته و غم و اندوه را به خنده تفسیر کرده است. حالا او متوجه شده که با غم و فقدان مواجه شده و خاطرات گذشتهاش او را میآزارد. شاعر به یاد میآورد که چگونه عشق و دلشکستگی را فهمیده و حالا درگیر درد عاطفی شده است. او از لحظاتی صحبت میکند که دیگران را قضاوت میکرده و تصور خوشایندی از عشق و مشکلات عاطفی داشته است، اما حالا خود نیز با مسائل مشابه روبرو شده و تجربههای تلخی را پذیرفته است. در نهایت، شاعر به نوعی پشیمانی از قضاوتهای اشتباه خود اعتراف میکند و به عواقب آنها اشاره دارد.
من اشک بیدلان را خنده می پنداشتم روزیکنون بر می دهد تخمی که من می کاشتم روزی
هوش مصنوعی: روزی فکر میکردم که اشک و اندوه عاشقان چیزی شبیه به خنده است؛ اما اکنون میبینم که آنچه من در گذشته کاشتم، حالا نتیجهاش را به من میدهد.
هم اول روز کان زلف سیاهم پیش چشم آمددل من زد که از وی شام گردد چاشتم روزی
هوش مصنوعی: به محض این که زلف سیاه او در ابتدای روز به چشمم خورد، دلم دچار شوق و هیجان شد و انگار که روز به شب تبدیل شود.
تو، ای ناخورده جام عشق، هشیاری مکن دعویکه من هم خویش را هشیار می پنداشتم روزی
هوش مصنوعی: تو، ای کسی که هنوز طعم عشق را نچشیدهای، سعی نکن که وانمود کنی آگاه و بیدار هستی، زیرا زمانی بود که من هم خود را بیدار میدانستم.
دو چشمم بر رخش داده به کویش در نهم، پاییهم از خاک درش این رخنه می انباشتم روزی
هوش مصنوعی: دو چشمم را به خاطر زیباییات به سوی تو برافراشتهام، و از خاک پای تو با عشق و یاد تو، روزی این درد و غم را در دلم جمع کردهام.
دل از درد کهن خون گشت و محرومی بختم بینکز آب دیده رازی بر درش بنگاشتم روزی
هوش مصنوعی: دل از دردهای قدیمی پُر از خون شده و به بداقبالیام نگاه کن که روزی به خاطر اشکهایم راز و داستانی را بر در آن گذاشتم.
تو گر بر جای دل داری، مرا گر نیست دل بر جامزن بر حال من طعنه که من هم داشتم روزی
هوش مصنوعی: اگر تو دل در مکان خاصی داری، من هم اگر دل را در آنجا ندارم، به حال من طعنه نزن، چرا که من هم زمانی دلی داشتم.
ملامت سوخت خسرو را، همه پاداش آن است اینکه بر اهل ملامت بد همی انگاشتم روزی
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر سرزنشهایی که دریافت کرده، احساس سوختن و درد دارد و این فقط نتیجه اعمال گذشتهاش است. او یک روز به کسانی که مورد سرزنش قرار گرفته بودند، نگاه بدی کرده بود.