شمارهٔ ۱۹۶۹
هوش مصنوعی: این شعر از احساسات دلbroken و انتظار شاعر برای محبوبش صحبت میکند. شاعر به beauty گلها و بوی خوش آنها اشاره میکند، اما میگوید که بدون حضور یار، این زیباییها معنی ندارند. او از درد و بینظمی زندگیاش میگوید و اینکه چطور دیدههایش به دلیل گریه و دوری محبوب نابینا شدهاند. در این شعر، دلتنگی و عشق به وضوح حس میشود و شاعر از درد جدایی و آرزوی وصال شکایت دارد. او همچنین اشاره میکند که در زمانی که در کنار محبوبش بوده، حس کرده که همه چیز برایش زیبا بوده، حتی اگر در آن لحظه چیزی از زیبایی در چشم او نبوده باشد. به نوعی، این شعر درباره عشق، فقدان و وفاداری است.
صبا آمد، ولی بویی ازان گلزار بایستیچه سود از بوی گل ما را، نسیم یار بایستی
هوش مصنوعی: نسیمی از طرف یار باید بیاید تا بوی گلزار را به ما برساند. آمدن نسیم به تنهایی کافی نیست، چرا که بدون حضور یار، بوی گل هیچ تاثیری ندارد.
رخش در جلوه نازست و من از گریه نابینادریغا، دیده های بخت من بیدار بایستی
هوش مصنوعی: چهره زیبا و دلربای او مرا به شدت تحت تأثیر قرار داده و به خاطر اشکها و غمهایم، نمیتوانم خوب ببینم. کاش بخت و اقبال من هم هوشیار بودند و به من کمک میکردند.
شبانگاهم که چون بی رحمتان می کشت هجرانششفاعت خواه من آن لعل شکربار بایستی
هوش مصنوعی: در شبزندهداریام، وقتی که بیرحمانه دوریاش مرا میکشد، من از آن لعل شیرین و دلربا شفاعت میطلبم.
چه سودم، زانکه در کشتن رسد خلقی به نظارهنگاهی سوی من، زان نرگس بیمار بایستی
هوش مصنوعی: چه فایدهای برای من دارد که وقتی مردم به تماشای کشتن میرسند، نگاهی به من بیندازند؟ به خاطر آن نرگس بیمار باید منتظر بمانم.
شراب عشق خوردم، نیست کس کارد به سامانمدلم گر مست شد، باری خرد هشیار بایستی
هوش مصنوعی: عشق را مانند شراب نوشیدهام، هیچکس برای کمک به من وجود ندارد. اگر دل من در این مستی غرق شده باشد، باید بر خرد و هشیاری خود تکیه کنم.
در آن ساعت که سرو تو من اندر بوستان دیدماگر در چشم من گل نیست باری خار بایستی
هوش مصنوعی: در آن زمان که من تو را در باغ دیدم، اگر گل در چشمان من نیست، حداقل باید خار باشد.
ز خوبی هر چه باید نازنینان را همه داریولیکن از وفا خالی بر آن رخسار بایستی
هوش مصنوعی: تو زیباییهای بسیاری داری که همه نامحبوبان را تحت تاثیر قرار میدهد، اما این نکته را در نظر داشته باش که بر روی آن صورت زیبا، باید نشانهای از وفا و صداقت وجود داشته باشد.
سگان در کوی او شبگرد و خسرو را درو ره نیطفیل آن سگان، باری مرا هم بار بایستی
هوش مصنوعی: سگها در کوچههای او به دنبال او میگردند و خسرو نیز به خاطر این سگها در آن مکان است. بنابراین، من هم باید با آنها باشم و سهمی از این حضور داشته باشم.