شمارهٔ ۱۹۸۳
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به مبارزه و پیروزی بر دشمنان است. شاعر از شخصیتی قهرمانگونه میخواهد که با قدرت و شجاعت به میدان بیاید و به جنگ بپردازد. او به تصویر کشیدن صحنههای جنگ و فتح اشاره میکند و از او میخواهد که با شمشیر خود درهای پیروزی را باز کند و عظمت خود را به نمایش بگذارد. همچنین، شاعر به تأثیر افسانهها و داستانها اشاره میکند و از قدرت و آواز آنها برای برانگیختن روح جنگ و افتخار میگوید. در نهایت، او دعوت به اقدام و تلاش برای پیروزی و دستاوردهای بزرگ میکند.
فتح می آید در دهلیز دولت باز کنبارگاه فخر خود با آسمان همراز کن
هوش مصنوعی: پیروزی در راه است، پس در ورودی قدرت و حکومت در را باز کن و با شکوه و افتخار خود در آسمان همراه شو.
کوس نصرت کوب و چرم طبل اگر سوده شودتیغ برکش پوست از سرهای دشمن ساز کن
هوش مصنوعی: اگر صدای پیروزی به گوش برسد و طبل جنگ به صدا درآید، پس به سرعت سلاح را از غلاف بیرون بیاور و دشمنان را به زانو درآور.
بندبند فاجران گر فی المثل از آهن استاین چنین بندان به پای پیل گرگ انداز کن
هوش مصنوعی: اگر فرض کنیم که بندهای بدکاران از آهن ساخته شده است، پس میتوانی این بندها را به پاهای یک فیل بیاویزی و مانند زنجیرهایی محکم و غیرقابل شکست تصور کنی.
تیغ تو چون در بر لشکر کلید فتح شددست بگشا قلعه دربند را در باز کن
هوش مصنوعی: وقتی شمشیر تو در میدان نبرد به پیروزی میرسد، پس به راحتی میتوانی دروازههای قلعه را باز کنی و آن را تسخیر کنی.
تیغ خود را گو که جان خصم و دشت کربلاستگر توانی در بیابانی چنین پرواز کن
هوش مصنوعی: ای شمشیر، بگو که جان دشمن و میدان کربلاست. اگر میتوانی، در فضایی اینچنینی پرواز کن.
زنده شد ز افسانه های خشت تو بهرام گورزین فسانه هفت گنبد را پر از آواز کن
هوش مصنوعی: بهرام گور از داستانهای تو دوباره زنده شده است. این قصهها هفت گنبد را پر از صدا کردند.
ز ابر نیسان خود و آوازه باران خودغلغلی افگن به دریا گوش ماهی باز کن
هوش مصنوعی: از ابرهای نیسان، خود را و صدای بارانت را به دریا بفرست و به ماهیها گوشکن تا صدای این غلغله را بشنوند.
زآهن شمشیر درهای همه عالم بگیروانگه انعام ندیمان سخن پرداز کن
هوش مصنوعی: از آهن و شمشیر میتوان به درهای همه جهان دست یافت، سپس نذری به سخنورزان و سخنپردازان دهیم.