شمارهٔ ۱۹۸۴
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق عمیق و دردناک شاعر به محبوبش است. او در ابیات به زیبایی و گیرایی موی محبوب اشاره میکند و میگوید که دلش به خاطر عشق او پریشان و درهم شده است. همچنین از سختیهای عشق و احساسات متناقضی که در دل دارد، صحبت میکند. شاعر به لب عاشقش که همچون آب حیات است و خط او که تیرگی شب را تداعی میکند، اشاره کرده و به نوعی دردی را که بر اثر این عشق متحمل شده، بیان میکند. در انتها هم از غم و فقدان محبوبش سخن میگوید و به این نکته میپردازد که آیا محبوب از حال او باخبر است یا نه.
ای به هر موی شده بسته زلف دل منوی به هر کوی شده در طلبت منزل من
هوش مصنوعی: ای کسی که زلف دل من به هر تار مویی از تو آراسته شدهای، و کسی که در هر کوچه و پس کوچه به دنبال تو و به خاطر تو منزل گزیدهام.
این چنین در هم و پیچان ز چه گشته ست دلمسایه زلف تو افتاد مگر در دل من
هوش مصنوعی: دل من چرا اینگونه در هم و پیچیده شده است؟ آیا سایه زلف تو بر دل من افتاده است؟
کارم از شکل سر زلف تو مشکل شده استمشکل امروز که بگشاید ازو مشکل من
هوش مصنوعی: مشکل من به خاطر زیبایی و پیچیدگی موهای تو است و امروز به نظر میرسد که این مشکل همچنان برطرف نخواهد شد.
لب تو آب حیات ست و خطت ظلمت شبجز همه تنگی و تاریکی ازو حاصل من
هوش مصنوعی: لب تو مانند آب حیات است و خط تو شبی تاریک و ظلمانی است که جز تنگی و تاریکی از آن چیزی به دست نمیآورم.
خسرو بی خبرم تا به غمت افتادمخبرت هست ازین واقعه مشکل من
هوش مصنوعی: من در غم تو غرق شدهام و از حال تو بیخبرم، اما آیا تو از درد و مشکل من آگاه هستی؟