شمارهٔ ۱۹۸۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق عمیق و تسلیموارش به معشوق اشاره میکند. او خود را غلام و بنده معشوق میداند و از اهمیت وجود او در زندگیاش میگوید. شاعر بیان میکند که حتی اگر خونش در راه معشوق بریزد، برایش مشکل نیست، زیرا وجود معشوق به خاک آن کوی ارزش میدهد. همه احساسات و افکار او حول محور معشوق میچرخد و هیچ چیزی به جز او در دلش جا ندارد. همچنین، شاعر به قدرت جذبه و زیبایی معشوق اشاره میکند و گلهگذاری میکند که غمزه و نگاه معشوق باعث درد و غم او شده است.
ترک من ای من غلام روی توجمله شاهان جهان هندوی تو
هوش مصنوعی: مرا رها کن، ای محبوب من، زیرا من بندهی زیبایی تو هستم و تو برای من از هر پادشاهی در دنیا ارزشمندی.
خون ما گر ریخت در کویت چه باکخون بهای ماست خاک کوی تو
هوش مصنوعی: اگر خون ما در کوی تو ریخته شود، چه اهمیتی دارد؟ زیرا خون ما ارزش خاک کوی تو را دارد.
هر چه آید در دلم غیر تو نیستتا تویی یا خوی تو یا جوی تو
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دل من وجود دارد، جز تو نیست. یا خود تو هستی، یا خصوصیات تو، یا محبت و اشتیاقی که به تو دارم.
رشکم از بند قبا آید که اوذوق ها می راند از پهلوی تو
هوش مصنوعی: حسادت من از لباس زیبایت به خاطر این است که او نشاط و خوشحالی را از کنارت میبرد.
چند می پرسی که خسرو را که کشتغمزه تو، چشم تو، ابروی تو
هوش مصنوعی: چند بار میپرسی که چه کسی خسرو را کشت؟ این کار را چشمان تو، ابروهای تو و ناز تو کردند.