شمارهٔ ۱۹۸۷
هوش مصنوعی: شاعر در این verses از زیباییهای چمن و گل و نغمههای موسیقی میگوید و به دنبال صدای مطرب و سازهایش است. او همچنین به زیباییها و رنگهای یاقوت و تاب و روشنایی اشاره میکند. شاعر در ادامه، به تقدیر و بخت خود پرداخته و از جادوی فلک و نیرنگها سخن میگوید. او در انتها از خود بهعنوان خسرو سخن میگوید و به دنبال تاج و اورنگ خود میگردد. بهطور کلی، شاعر در جستجوی زیبایی، عشق و مقامی ویژه است.
مطربا سوی چمن وقت گل آهنگ تو کوصوت تو، نغمه تو، بربط تو، چنگ تو کو
هوش مصنوعی: ای مطرب، کجا رفتهای؟ وقتی که گلها در چمن شکفتهاند، صدای تو و نغمههایت کجا هستند؟ زود بیا با بربط و چنگت که در این موقعیت نیاز به موسیقی تو احساس میشود.
پیش آن لعل چه نازی به صفا ای یاقوتآب تو، تاب تو، رخشانی تو، رنگ تو کو
هوش مصنوعی: در جلوی آن لبهای زیبا، چه جذابیتی وجود دارد. ای یاقوت، زیبایی چشمهای تو، درخشش و رنگ تو کجاست؟
ای فلک گر به پری چهره من داری بختمکر تو، سحر تو، افسون تو، نیرنگ تو کو
هوش مصنوعی: ای آسمان، اگر تو همسری زیبا مانند من داری، بخت تو را از کجا آوردهاند؟ سحر و جادو، فریب و نیرنگ تو کجا رفته است؟
چند گویی که منم خسرو اقلیم سخنملک تو، کشور تو، تاج تو، اورنگ تو کو
هوش مصنوعی: چند بار بگویید که من پادشاه زبان و بیان هستم؟ سلطنت، سرزمین و تاج و تخت تو کجاست؟