غزل شمارهٔ ۴ - هفتاد سالگی
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بررسی موضوع مرگ و گذر زمان میپردازد و میگوید که با رسیدن به سن هفتاد، انسانها به فریاد نیاز دارند. او از جدایی جسم و جان در لحظه مرگ سخن میگوید و به یاد کسانی میافتد که در این دنیا به یاد ما هستند. شاعر اشاره میکند که داستانهایی مانند داستان سهراب و نوشدارو برای آوردن عبرت از گذشتگان مهم است و به نیکی و بدیها در این دنیا میپردازد. او سوالاتی از قبیل اینکه آیا در زندگی به کسی کمک کردهایم یا نه و آیا بعد از مرگ، فرار از سختیها ممکن است یا خیر، طرح میکند. در نهایت، اشاره به امید به یاری امام علی و اهل بیت در روز قیامت دارد. این شعر تفکری عمیق درباره زندگی، مرگ و آنچه پس از آن میآید را به تصویر میکشد.
سنین عمر به هفتاد میرسد ما راخدای من که به فریاد میرسد ما را
هوش مصنوعی: زمانی که سن ما به هفتاد سال میرسد، خداوند میداند که به کمک و حمایت ما احتیاج داریم.
سرِ دوراهی تودیع جسم و جان، دارداجل به موعد و میعاد میرسد ما را
هوش مصنوعی: در آستانهٔ جدایی جسم و روح، سرنوشت و زمان مقرر به ما نزدیک میشود.
گرفتم آنکه جهانی به یاد ما بودنددگر چه فایده از یاد میرسد ما را
هوش مصنوعی: من کسی را در نظر دارم که دنیا را به یاد ما میآورد، حالا چه فایدهای دارد اگر دیگر کسی ما را به یاد نیاورد؟
حدیث قصه سهراب و نوشداروی اوفسانه نیست کز اجداد میرسد ما را
هوش مصنوعی: داستان سهراب و نوشداروی او افسانه نیست و از نیاکان ما به ما رسیده است.
اگر که دجله پر از قایق نجات شودپس از خرابی بغداد میرسد ما را
هوش مصنوعی: اگر دجله پر از قایقهای نجات شود، این نشاندهندهی این است که پس از خراب شدن بغداد، ممکن است نجاتی برای ما در راه باشد.
به چاه گور دگر منعکس شود فریادچه جای داد که بیداد میرسد ما را
هوش مصنوعی: وقتی به عمق چاه گور بیفتیم، فریاد و نالهمان بازتاب پیدا میکند و دیگر چگونه میتوان به ندای عدالت امیدوار بود وقتی که ظلم به ما میرسد؟
چو ما به داد کسی در حیات خود نرسیمکجا به گوش کسی داد میرسد ما را
هوش مصنوعی: اگر در زندگی خود نتوانیم به کسی کمک کنیم و داد او را بشنویم، پس صدای ما به گوش کسی نمیرسد.
چو نیک و بد به موازین عدل میسنجندهمان تفاوت مازاد میرسد ما را
هوش مصنوعی: وقتی که خوب و بد را بر اساس معیاری عادلانه اندازهگیری میکنند، منظور این است که ما به تفاوتهایی میرسیم که بیش از حد انتظار است.
اِرم چه حاصل و ذاتالعماد، کآخر کارهمان نصیبهٔ شدّاد میرسد ما را
هوش مصنوعی: به چه کارِ ارم و ذاتالعماد میآید، وقتی در نهایت ما به همان سرنوشتی میرسیم که شداد به آن رسید؟
ولی گر از قفس خاکدان پریدن بودکجا به گردِ طلب، باد میرسد ما را
هوش مصنوعی: اما اگر پرواز از قفس خاکی یعنی مرگ امکانپذیر بود، پس چرا نتیجهٔ تلاش و جستجو، به ما نمیرسد؟
به چاه ویل اگر جان ما نه زندانیفضای خُرَّم و آزاد میرسد ما را
هوش مصنوعی: اگر جان ما در چاهی عمیق و تاریک نباشد، به فضای شیرین و آزاد دسترسی خواهیم یافت.
اگر صواعق دوزخ نه در کمین بودندحدائقِ گُل و شمشاد میرسد ما را
هوش مصنوعی: اگر آتشفشانهای جهنم در انتظار ما نبودند، باغهای گل و شمشاد به راحتی به ما میرسید.
بلی اگر علیآبادِ ما خراب نبودنجاتی از نجفآباد میرسد ما را
هوش مصنوعی: اگر علیآباد ما ویران نمیشد، نجات ما از نجفآباد به ما میرسید.
تو شهریار علی گو که در کشاکش حشرعلی و آل به امداد میرسد ما را
هوش مصنوعی: تو ای فرمانروا و سرور بزرگ، بگو که در روز قیامت و در زمان سختی، علی و نسل او به کمک ما خواهند آمد.