غزل شمارهٔ ۷۵ - هجران کشیده ام
هوش مصنوعی: غزل، حسی عمیق از غم و جدایی را بیان میکند. شاعر به زیبایی معشوقش اشاره میکند و از درد دوری از او سخن میگوید. او با استفاده از تشبیهات مختلف، از سختیهایی که در زندگی تجربه کرده و اشکهایی که به خاطر عشق ریخته، میگوید. همچنین، احساس تنهایی و حسرت او در غیاب معشوقش به وضوح حس میشود. شاعر به دنبال آرامشی است که در کنار معشوق پیدا میکند و در نهایت به قناعت و پذیرش تقدیر اشاره دارد.
دامن مکش به ناز که هجران کشیدهامنازم بکش که ناز رقیبان کشیدهام
هوش مصنوعی: دست از ناز کشیدن بر ندار، زیرا من درد فراق را تحمل کردهام. برو، چون من به خاطر زیبایی رقیبانم، توانستهام ناز کشیدن را تجربه کنم.
شاید چو یوسفم بنوازد عزیز مصرپاداش ذلتی که به زندان کشیدهام
هوش مصنوعی: شاید مانند یوسف به من توجه کنند و عزیز مصر با محبت برخورد کند، به خاطر رنج و ذلتی که در زندان متحمل شدهام.
از سیل اشک شوق دو چشمم معاف دارکز این دو چشمه آب فراوان کشیدهام
هوش مصنوعی: چشمانم از خوشحالی پر از اشک شده و مرا از این حال معاف کن، زیرا از این دو چشمه، آب زیادی جاری شده است.
جانا سری به دوشم و دستی به دل گذارآخر غمت به دوش دل و جان کشیدهام
هوش مصنوعی: ای محبوب، سرم را بر شانهات میگذارم و دستی بر دل میزنم. چرا که بار غمت را با دل و جانم به دوش کشیدهام.
دیگر گذشته از سر و سامان من مپرسمن بیتو دست از این سر و سامان کشیدهام
هوش مصنوعی: دیگر درباره وضعیت من نپرس، زیرا من به خاطر نبود تو دیگر توجهی به این وضعیت ندارم.
تنها نه حسرتم غم هجران یار بوداز روزگار سفله دو چندان کشیدهام
هوش مصنوعی: غصهام فقط به خاطر دوری از محبوب نیست؛ بلکه از روزگار پست و بیارزش نیز به اندازهای زیاد رنج میبرم.
بس در خیال هدیه فرستادهام به توبی خوان و خانه حسرت مهمان کشیدهام
هوش مصنوعی: من بسیار در خیال خود برای تو هدیه فرستادهام، اما بدون اینکه تو بخوانی و در خانهام، حسرت این را میکشم که مهمان تو باشم.
دور از تو ماه من همه غمها به یک طرفوین یک طرف که منت دونان کشیدهام
هوش مصنوعی: به دور از تو، ماه من، همه ناراحتیها را کنار گذاشتهام و فقط این یک طرف را که با آرزوی تو به دوش کشیدهام، میفهمم.
ای تا سحر به علت دندان نخفته شببا من بگوی قصه که دندان کشیدهام
هوش مصنوعی: ای که تا صبح به خاطر درد دندان نمیتوانی بخوابی، شب را با من بگذران و داستانی بگو که من هم دندانم را کشیدهام.
جز صورت تو نیست بر ایوان منظرمافسوس نقش صورت ایوان کشیدهام
هوش مصنوعی: تنها آنچه که به چشمم میآید، چهره توست و افسوس که فقط تصویر تو را بر دیوار نگاشتهام.
از سرکشی طبع بلند است شهریارپای قناعتی که به دامان کشیدهام
هوش مصنوعی: من به خاطر بلندپروازیام، در مقابل نیازها و خواستههایم، به مدارا و رضایت با وضعیتی که دارم، تن دادهام.