غزل شمارهٔ ۱۱۹ - بمانیم که چه
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فلسفه زندگی و مرگ میپردازد و سوالات عمیقی را مطرح میکند. او به این نکته اشاره دارد که زندگی پر از درسهای نادانسته است و باوجود همه تلاشها برای فهمیدن، ممکن است در نهایت به نتیجه نرسیم. شاعر به تکرار چرخه مرگ و فقدان عزیزان اشاره میکند و به نوعی از بیهدف بودن این چرخه نگران است. او بیان میکند که زندگی به مانند مبارزهای سخت است و گاهی به نظر میرسد که انسانها درگیر سرنوشتهای از قبل تعیین شدهاند، بدون اینکه توان تغییر آن را داشته باشند. در نهایت، شاعر به این حقیقت تلخ مینگرد که در این جهان، مرگ و فقدان همواره حضور دارند و ما فقط در ادامهٔ این مسیر، به تکرار داستانهای دیگران میپردازیم.
سایه جان رفتنی استیم بمانیم که چه؟زنده باشیم و همه روضه بخوانیم که چه؟
هوش مصنوعی: ما در این دنیا موقتی و گذرا هستیم و باید به این فکر کنیم که آیا واقعا ارزش دارد تا در عذاب و غم بمانیم و در مورد چیزهایی که تمام میشوند، روضه و قصه بگوییم؟
درس این زندگی از بهر ندانستن ماستاین همه درس بخوانیم و ندانیم که چه؟
هوش مصنوعی: درسهای زندگی برای این است که ما چیزی را ندانیم. هر چقدر هم تلاش کنیم و درس بخوانیم، در نهایت نمیدانیم که هدف چیست.
خود رسیدیم به جان نعش عزیزی هر روزدوش گیریم و به خاکش برسانیم که چه؟
هوش مصنوعی: ما خودمان به جان عزیزانی که از دست دادهایم میرسیم، هر روز آنها را در دوش خود حمل میکنیم و به خاک میسپاریم. چه اتفاقی در حال وقوع است!
آری این زهر هلاهل به تشخص هر روزبچشیم و به عزیزان بچشانیم که چه؟
هوش مصنوعی: بله، واقعاً اینگونه است که ما هر روز این تلخی و زهر زندگی را احساس میکنیم و آن را به عزیزانمان هم منتقل میکنیم تا بدانند چه بر ما میگذرد.
دور سر هلهله و هالهٔ شاهین اجلما به سرگیجه کبوتر بپرانیم که چه؟
هوش مصنوعی: ما دور هم شلوغ و پرسر و صدا هستیم، در حالی که خود را درگیر هیجان و وحشت ناشی از مرگ کردهایم. به با کبوترها پرواز میدهیم، به این رویداد ناخوشایند چه بگوییم؟
کشتیای را که پی غرق شدن ساختهاندهی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه؟
هوش مصنوعی: کشتیای را که برای غرق شدن ساختهاند، هی با تلاش و جانفشانی از این خطر دور کنیم، که چه فایدهای دارد؟
قسمت خرس و شغال است خود این باغ مویزبیثمر غورهٔ چشمی بچلانیم که چه؟
هوش مصنوعی: در این باغ، میوههای بیخاصیتی وجود دارد که هیچ سودی ندارد؛ بهتر است ما از این فرصت بهره ببریم و ببینیم چه میتوانیم از آن به دست آوریم.
بدتر از خواستن این لطمه نَتْوانستنهی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه؟
هوش مصنوعی: بدتر از این که آرزو کنیم و نتوانیم به آن برسیم، هیچ چیز نیست. این ناکامی در خواستن و عدم رسیدن به آرزوها بسیار دردناک است.
ما طلسمی که قضا بسته ندانیم شکستکاسه و کوزه سر هم بشکانیم که چه؟
هوش مصنوعی: ما نمیدانیم که سرنوشت چه تقدیری برای ما نوشته است، بنابراین بیپروا هر قاعده و قانونی را زیر و رو میکنیم و به چه دلیلی دست به کار میشویم.
گر رهاییست برای همه خواهید از غرقورنه تنها خودی از لجه رهانیم که چه؟
هوش مصنوعی: اگر رهایی برای همه بخواهید، باید از غرق شدن جلوگیری کنید، وگرنه تنها خودتان را از این دریا نجات میدهید که فایدهای ندارد.
ما که در خانهٔ ایمان خدا ننشستیمکفر ابلیس به کرسی بنشانیم که چه؟
هوش مصنوعی: ما که در پناه ایمان خدا قرار نگرفتهایم، آیا میتوانیم کفر و نفاق ابلیس را در دل خود جا دهیم؟
قاتل مرغ و خروسیم یکیمان کمتراین همه جان گرامی بستانیم که چه؟
هوش مصنوعی: ما در حال چیدن جانهای باارزش هستیم، مانند کشتن مرغ و خروس. چه دلیلی دارد که این همه جان را بگیریم؟
مرگ یک بار مَثَل دیدم و شیون یک باراین قدَر پای تعلل بکشانیم که چه؟
هوش مصنوعی: مرگ تنها یک بار اتفاق میافتد و گریه و زاری هم فقط یک بار خواهد بود. چرا اینقدر در تأخیر و تعلل بنشینیم که به نتیجهای نرسیم؟
شهریارا دگران فاتحه از ما خوانندما همه از دگران فاتحه خوانیم که چه؟
هوش مصنوعی: شهریار میگوید: دیگران برای ما دعا و فاتحه میخوانند، اما ما نیز برای دیگران دعا میکنیم که چه اهمیتی دارد.