غزل شمارهٔ ۱۵۷ - ماه هنرپیشه
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و آرزوی دیدار معشوق صحبت میکند و بیان میکند که چگونه تمام زندگیش را به انتظار یک نگاه از او گذرانده است. او از احساسات عمیق و شبهای تاریک و بیخوابی ناشی از دوری معشوق میگوید. شاعر خود را سرگشته و بیقرار توصیف میکند و به زیباییهای معشوق اشاره میکند، در حالی که دیگران را هشدار میدهد که نباید به دنبالش بروند. در نهایت، او از خداوند درخواست میکند که از گناهانش چشمپوشی کند تا در روز جزا شایستهی گذشت باشد.
تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهییک عمر قناعت نتوان کرد الهی
هوش مصنوعی: چرا باید به یک نگاه از تو قناعت کنیم؟ نمیتوان یک عمر را به این کم قانع بود، ای خدا!
دیریست که چون هاله همه دور تو گردمچون بازشوم از سرت ای مه به نگاهی
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که مانند هالهای به دور تو میچرخم. وقتی که از بالای سرت دور میشوم، ای ماه، با یک نگاه تو مرا جذب میکنی.
ماه از پی دیدن بود ای شوخ و گذشتناما که گذشتن نتوان از چو تو ماهی
هوش مصنوعی: ماه به دنبال دیدن تو بود ای نازک و بازیگوش، اما این تو هستی که نمیتوانی از او دور شوی.
بر هر دری ای شمع چو پروانه زنم سردر آرزوی آن که بیابم به تو راهی
هوش مصنوعی: بر هر دربندی شمعی روشن میکنم و همچون پروانه به دور آن میگردم، با امید این که راهی به سوی تو پیدا کنم.
شبها همه دنبال رفیق توام امااو همقدم ماهی و من همدم آهی
هوش مصنوعی: شبها همه در جستجوی رفیق تو هستم، اما او همسفر ماهی است و من تنها همراه با آه و افسوس.
نه روی سخن گفتن و نه پای گذشتنسرگشته ام ای ماه هنرپیشه پناهی
هوش مصنوعی: من نه توانایی صحبت کردن دارم و نه میتوانم قدم بردارم. ای ماه زیبا و هنرمند، به من پناه بده.
هر شب تو و یاران نوازنده ولیکنعشق تو به ما هم برسد گاه به گاهی
هوش مصنوعی: هر شب تو و دوستانت موسیقی مینوازید، اما محبت و عشق تو هم گاهی به ما برسد.
در فکر کلاهند حریفان همه هشدارهرگز به سر ماه نرفته است کلاهی
هوش مصنوعی: حریفان همه در حال تدارک و سنجیدن شرایط هستند و باید بدانند که هرگز کلاهی (مشکلی یا چالشی) به سر کسی نرفته است که در حال روشنی و در جایگاه مناسب باشد.
گمره مشو ای ماه که از شاهد گمراهدر هر قدمی راه زند چاله و چاهی
هوش مصنوعی: ای ماه، از گمراهی دور باش، زیرا در هر قدمی که برمیداری ممکن است در دامهای خطرناک بیفتی.
بگریز در آغوش من از خلق که گلهااز باد گریزند در آغوش گیاهی
هوش مصنوعی: به آرامش و محبت من پناه بیاور و از مردم دوری کن، همانطور که گلها از وزش باد به آغوش گیاه پناه میبرند.
در آرزوی جلوه مهتاب جمالشیا رب گذراندیم چه شبهای سیاهی
هوش مصنوعی: در حسرت دیدن زیبایی او در نور ماه، ای کاش، شبهای تاریکی را سپری کردهایم.
یک عمر گنه کردم و شرمنده که در حشرشایان گذشت تو مرا نیست گناهی
هوش مصنوعی: من مدتها کارهای نادرست انجام دادم و از این بابت شرمندهام، اما میدانم که در روز قیامت وقتی تو با عظمت و بزرگیات هستی، من گناهی ندارم که از آن بترسم.