آغیز یِئمیشی
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی ناپایداری زندگی و سرنوشت انسانهاست. بیان میکند که در زندگی، روزهایی خوب و بد وجود دارد و بخت همیشه در حال تغییر است. در شرایط سخت، یاد خانواده و دوستان اهمیت بیشتری پیدا میکند. در نهایت، به ارزش نام و یاد انسانها اشاره میکند و میگوید که در دنیا تنها نامی از ما باقی میماند. در زندگی باید آگاه بود و از ارتباطات با دیگران محافظت کرد، زیرا این ارتباطات هستند که در سختیها به ما کمک میکنند.
بیر گون آغیز قالی بوشبیر گون دُولی داد اُولار
یک روز گرسنه می مانی و یک روز دهانت پر از مزه هاست
گون وارکی هئچ زاد اولمازگون وارکی هر زاد اولی
روزی هست که هیچ چیزی نیست. روزی هست که همه چیز هست.
بختین دورا باخارسان یادلار قوهوم قارداشدی
وقتی بختت بیدار باشد می بینی که غریبه ها هم مثل فامیل و برادر می شوند
آمما بختین یاتاندا قوهوم قارداش یاد اولی
ولی وقتی بختت خواب است می بینی که فامیل و برادر هم غریبه شدند.
چالیش آدین گلنده رحمت اوخونسون سنه
بکوش چو نامت به میان آید برایت رحمت بخوانند.
دونیادا سندن قالانآخیردا بیر آد اولی
چیزی که در دنیا از تو میماند سرانجام یک نام است.
گُوردون ایشین اَگیلدیدورما ،اَکیل،گؤزدَن ایت
وقتی دیدی کار تو کج آمد، نایست، جیم شو، از چشم ها گم شو
دوستون گؤره ر داریخاردوشمن گؤره ر شاد اولی
چرا که دوستت تو را در این حال دیده و ملول می گردد و دشمنت تو را در این حال دیده و شاد می گردد.