غزل شمارهٔ ۱۳۶
هوش مصنوعی: این شعر درخواست شاعر از خدا برای ارسال شرابی است که بتواند او را از رنج و غم نجات دهد. او به وضعیت روحی خود اشاره میکند و از خدا میخواهد تا به او آرامش و صفای دل بدهد. شاعر همچنین از زیباییهای میخانه و محبت یاد میکند و در خواست میکند تا از دریای رحمت و بخشش خداوند نصیبش شود. به طور کلی، شعر به دنبال آرامش روحی و رهایی از رنجهاست.
الهی بکامم شرابی فرست شرابی زجام خطابی فرست
هوش مصنوعی: ای خدا، برای من شرابی بفرست که از جام سخنینی به من برسد.
مرا کشت رنج خمار الست دگر باره از نو شرابی فرست
هوش مصنوعی: رنج و عذاب دوران فراق و بینوشی مرا از پا درآورد. حالا دوباره خواهش میکنم که بادهای به من برسانید.
دلم تا صفا یابد از زنگ غم بدردی کشانت که تابی فرست
هوش مصنوعی: دل من تا زمانی که از غم پاک شود، به دردی نیاز دارد که تو بفرستی.
شد افسرده جانم درین خاکدان زمهرت بدل آب و تابی فرست
هوش مصنوعی: دل من در این دنیای مادی گرفته و ناراحت شده است، از طرفی، باران به من آرامش و امیدی میبخشد.
زسر جوش خمخانهٔ حب خویش بجام شرابم حبابی فرست
هوش مصنوعی: از شدت شوق و هیجان عاشقانهام، یک حباب از شراب محبت خود را به جامم بفرست.
بلب تشنهٔ چشمهٔ معرفت بساقی کوثر که آبی فرست
هوش مصنوعی: پرندهای که تشنهی آب دانش و معرفت است، از ساقی میخواهد که برایش آب کوثر بیاورد.
بعصیان سرا پای آلوده ام زجام طهورم شرابی فرست
هوش مصنوعی: به خاطر نافرمانیهایم، تمام وجودم آلوده است. از میخانهای پاک، جامی از شراب برایم بفرست.
بمعمار میکن حوالت مرا امیری بملک خرابی فرست
هوش مصنوعی: مرا به معمار بسپار، چون امیری که به سرزمین ویرانی میفرستد.
بدل تخم امیدگشتم بسی بدین کشتزارم سحابی فرست
هوش مصنوعی: من به امید جدیدی تبدیل شدم و در این مزرعه، تارهای نازکی از آرزوها را میفرستم.
زدریای غفران و ابر کرم مرا رحمت بی حسابی فرست
هوش مصنوعی: از دریای بخشش و ابر سخاوت، لطف و رحمت بیحد و حصر خود را به من عطا کن.
برای براتم ز آتشکدهز سوی یمینم کتابی فرست
هوش مصنوعی: از آتشکده برای تو کتابی فرستادم از سمت راست.
ز قشر سخن فیض دلگیر شد ز معنای بکرم لبابی فرست
هوش مصنوعی: از لایههای کلام، احساسی غمانگیز به وجود آمد و به معنای پاکیام پیامی فرستاده شد.