غزل شمارهٔ ۲۱۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تأمل در وضعیت انسانی و معانی واقعی زندگی میپردازد. او به انتقاد از ظاهرگرایی و فریبندگی ظواهر دینی میپردازد و میگوید که تلاشهای ظاهری و زهدهای نادرست، تا کی میتوانند حقیقی باشند. او به درد و گناهان خود اشاره میکند و از ندامت سخن میگوید، همچنین بر اهمیت دروننگری و سنجش اعمال تأکید دارد. در نهایت، شاعر از فیض و لطافت الهی طلب میکند تا در دنیا و آخرت به معانی عمیقتری نایل شود و در غم حقیقت زندگی با هم نوعانش شریک باشد.
تا کی ز صلاح من و زهد تو بگویندای کاش برین شهرت بیاصل بمویند
هوش مصنوعی: تا کی باید درباره خوبیهای من و خودسازیهای تو صحبت کنند؟ ای کاش این شهرتهای بیاساس و بیمعنا از بین برود.
تا کی چمن طاعت ما خوش بنمایدزین باغ ملائک گل اخلاص ببویند
هوش مصنوعی: چقدر باید تلاش کنیم تا باغی که پر از گلهای صدق و خلوص است، جلوهگری کند و نظر فرشتگان را به خود جلب کند.
بر نامه ما چند نویسند گناهانکو اشگ ندامت که بدان نامه بشویند
هوش مصنوعی: در زندگی ما، چه کسانی وجود دارند که اشتباهات ما را بنویسند و چه کسانی هستند که با اشک پشیمانی، آن نوشتهها را پاک کنند؟
داریم نهان سینهٔ از خلق ز خجلتدانیم خدا داند این را چه بگویند
هوش مصنوعی: در دل خود رازی داریم که از ترس خجالت، آن را از دیگران پنهان میکنیم و فقط خدا میداند که چه بر زبان خواهند آورد.
آرند گروهی حسنات از دل پر دردترسند که مقبول نیفتد چه بجویند
هوش مصنوعی: گروهی سعی میکنند کارهای خوب انجام دهند، اما از این میترسند که مورد قبول واقع نشود؛ بنابراین نمیدانند چه چیزی را باید جستجو کنند.
جا دارد اگر ما عمل خویش بسنجیمزان پیش که از ذره و مثقال بجویند
هوش مصنوعی: قبل از اینکه دیگران بخواهند ما را قضاوت کنند و به عمل ما بپردازند، باید خودمان به کارها و رفتار خودمان توجه کنیم و آنها را بسنجیم.
امروز بیا تا گل توفیق بچینیمفرد است که ز خاک تن ما خار بروید
هوش مصنوعی: امروز بیایید تا برکات و موفقیتها را کنار هم جمع کنیم، چرا که فردا از جسم ما و مشکلاتمان، چیزهایی ناخوشایند و زشتی به وجود خواهد آمد.
ای فیض بیا در غم ارواح بموییمزان پیش که در ماتم اجساد بمویند
هوش مصنوعی: ای فیض! بیا و در غم ارواح ما را با خود ببر تا پیش از آنکه در ماتم اجساد گریه کنیم.