غزل شمارهٔ ۲۹۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره دلتنگی و عشق عمیق به محبوب است. شاعر در آن به احساسات عاطفی خود میپردازد و میگوید که در absence محبوب، هیچ چیز برایش معنا ندارد. او از درد و رنجی که در نبود معشوق احساس میکند سخن میگوید و تأکید میکند که اگر عشق نباشد، زندگی برایش ارزش ندارد. در نهایت، شاعر میگوید که حتی اگر به جهنم برود، بهتر از آن است که در بهشت بدون دیدار محبوب باشد و از نعمتهای دیگر زندگی بهرهبرداری نکند. این شعر بیانگر یک عشق خالص و جاودانه است که در آن ملاقات با محبوب، اولویت اول است.
چکنم دلی را که ترا نباشدچکنم تنی را که بقا نباشد
هوش مصنوعی: چه کنم با دل عاشق که تو در آن نیستی؟ چه کنم با بدنی که هیچ امیدی به زندگی ندارد؟
بزمین زنم سر بفنا دهم جانبرهت سر و جان چو فدا نباشد
هوش مصنوعی: من خود را به زمین میزنم و جانم را برای تو فدای میکنم. اگر سر و جانم را هم فدای تو نکنم، پس چه فایدهای دارد؟
بروم در آتش اگرم برانیکه بسوزم آنرا که سزا نباشد
هوش مصنوعی: اگر مرا در آتش بیندازی، من با کمال علاقه میروم، چون برای کسی که شایسته نیست بسوزم، اهمیتی ندارد.
شکنم دو پا را برهت ار نپویدببرم دو دست ار بدعا نباشد
هوش مصنوعی: اگر تو صدای گوسفند را سر ندهی، من پاهایت را میشکنم و اگر دعا نباشد، من دستانت را میبرم.
بکنم دو چشمی که ترا نبیندنبود در و نور و ضیا نباشد
هوش مصنوعی: اگر دو چشمی نباشد که تو را ببیند، هیچ در و نوری نیز وجود نخواهد داشت.
ببرم زبانرا چه نگویدت شکردو لبم به بندم چه ثنا نباشد
هوش مصنوعی: اگر زبانم را ببرم، نمیتواند چیزی دربارهات بگوید. اگر دو لبم را ببندم، دیگر نمیتوانم از تو ستایش کنم، زیرا بیثنا نمیتوان زندگی کرد.
نخورم ز نانی که نه طاعت آردچکنم طعامی که غذا نباشد
هوش مصنوعی: نمیخورم نانی که از روی بندگی نباشد، و غذایی نمیپزم که درست و سالم نباشد.
بکجا برم تن نکشد چو بارتبکجا برم جان چو فدا نباشد
هوش مصنوعی: به کجا باید بروم وقتی که بار گران تو را نمیتوانم تحمل کنم؟ به کجا باید بروم وقتی جانم را فدای تو نمیتوانم بکنم؟
دلم ار نسازد ببلای عشقتسزد ار بسوزد چو سزا نباشد
هوش مصنوعی: اگر دلم نتواند با بلا و مشکلات عشق تو کنار بیاید، هیچ اشکالی ندارد که بسوزد، چون سزاوار نیست که در این عشق راحت باشد.
بجفا بسوزم ببلا بسازمکه شنید عشقی که بلا نباشد
هوش مصنوعی: باید عشق را بپذیرم و با مشکلات آن کنار بیایم، چرا که عشق واقعی بدون سختی و چالش وجود ندارد.
بجهنم آیم چو توئی در آنجانروم بجنت که لقا نباشد
هوش مصنوعی: اگر به جهنم بروم، چون تو آنجا هستی، به بهشت نخواهم رفت، چون دیدار تو در آنجا نیست.
لب فیض بندم ز حدیث اغیارکه حدث بود کان ز خدا نباشد
هوش مصنوعی: من سخنانی را که مربوط به دیگران است، بر زبان نمیآورم، زیرا هر چیزی که از آنان بگویند، از خداوند نمیآید.