غزل شمارهٔ ۴۳۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از لذت دیدن محبوبش بدون پرده و نقاب سخن میگوید و این دیدار را به آب گوارایی تشبیه میکند که یک فرد تشنه در دو روز بیآبی به آن نیاز دارد. او به احساسات عمیقش در بهشت وصال اشاره میکند و میگوید که طلب او فقط ترک حساب و کتاب و دور از هرگونه سوال و جواب است. شاعر همچنین به لذت خویش از چشم محبوبش مینویسد و آن را به مستی ناشی از شراب تشبیه میکند. او غم محبوب را انتخاب کرده و آن را از هر نوع خوشی دیگر برتر میداند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که فیض او از صحبت با کتابهاست و این صحبت برایش لذتبخش و بیحساب است.
مراست دیدن روی تو بینقاب لذیذچنانکه تشنهٔ دو روزه است آب لذیذ
هوش مصنوعی: دیدن چهرهی تو که بدون پوشش است برایم بسیار خوشایند است، همانطور که آب شیرین برای کسی که دو روز تشنه مانده است لذتبخش و ضروری است.
بود لذیذ مرا در بهشت ذوق وصالچنانکه عابد صد ساله را ثواب لذیذ
هوش مصنوعی: من در بهشت از لذت وصال آنچنان شاد هستم که مانند عابدی هستم که پس از صد سال عبادت، پاداشی شیرین و لذتبخش دریافت کرده است.
بود مراد تو ترک حساب ای زاهدمراست چون و چراهاش در حساب لذیذ
هوش مصنوعی: ای زاهد، هدف تو نباید حساب و کتاب باشد، زیرا لذتهای زندگی در حاشیههای این حساب و کتاب نهفته است.
مرا بروز قیامت پس از لقای حبیببود جوار وی و پرسش و خطاب لذیذ
هوش مصنوعی: پس از دیدار محبوب، روز قیامت برای من به معنای نزدیکی به او و دریافت سوالات و خطابهای شیرین است.
ز حور و قصر بلور و عسل مگوی که منجز اوم هیچ نباشد بهیچ باب لذیذ
هوش مصنوعی: از زیباییها و نعمتهای بهشت چیزی نگو، زیرا من هیچ لذتی جز عشق او ندارم.
بود ز چشم خوش یار لذت مستیمچنانکه عامه را مستی شراب لذیذ
هوش مصنوعی: ما از دیدار معشوق به شدت شاد و سرمستیم، مانند افرادی که از نوشیدن شراب خوشمزه لذت میبرند.
از این جهان غم او انتخاب کردم منکه نزد من غم او هست بیحساب لذیذ
هوش مصنوعی: من از میان این دنیا، غم او را انتخاب کردهام، چون نزد من، این غم به اندازهای بیحساب و لذتبخش است که هیچ چیز دیگری نمیتواند با آن مقایسه شود.
بود ز سینهٔ بریان خود مرا لذتچنانکه گرسنهٔ را بود کباب لذیذ
هوش مصنوعی: احساس لذتی که از درون خود دارم، شبیه به لذتی است که یک گرسنه از خوردن کباب خوشمزه میبرد.
نماند صحبت اصحاب را دگر فیضیمراست فیض همین صحبت کتاب لذیذ
هوش مصنوعی: دیگر از گفتگوهای دوستان خبری نیست، من از این صحبتها بهرهای نمیبرم. بهرهٔ من از این گفتوگو، کتابی است پر از لذت.