غزل شمارهٔ ۴۷۶
هوش مصنوعی: در این شعر، یک رند (دستفروشی) در میکده به پاکبازان میگوید که حقیقت را از او بپرسند. او بر این نکته تأکید میکند که جز ذات خداوند، هیچ چیز دیگری وجود ندارد و باید از وابستگیهای دنیوی بگذریم. صحبت از عشق و فنا در اینجا مطرح میشود و اشاره میکند که هر کس که به حقیقت برسد، زنده و جاودان خواهد بود. اگر فقیهی به این مطالب پی ببرد، باید به او تبریک گفت. در نهایت، اشاره به فیض و بزرگی خداوند و تأثیر سخن او بر دلهاست.
در میکده دوش رند قلاشمیگفت به پاکباز اوباش
هوش مصنوعی: دیشب در میکده، فردی بیپروا و سرشار از خوشگذرانی با کلامی صریح در مورد افراد پاکدامن و سادگی آنان صحبت میکرد.
کز سرّ حقیقتم خبر دهیک نکته بگو برمز یا فاش
هوش مصنوعی: از عمق حقیقت من چیزی بگو، یا به صورت رازآلود و پنهان بگو یا به شفافیت و واضح.
گفتا سخن برهنه خواهیبشنو تو ز عور مفلس لاش
هوش مصنوعی: گفت اگر میخواهی حقیقت را بشنوی، به سخنان کسی گوش بده که در وضعیتی سخت و خالی از پوشش مادی قرار دارد.
جز ذات یگانه مجردکس نیست در اینسرا تو خوشباش
هوش مصنوعی: تنها وجود واقعی و برتر، خدایی است که از همه چیز جدا و متفاوت است. در این دنیا خوش باش و از زندگی لذت ببر.
پیوسته موحد است خود راپنهان شده لام و الف در الاش
هوش مصنوعی: همواره کسی که به یگانگی خداوند اعتقاد دارد، خود را در پوشش و پنهان در الفاظ و معانی میبیند.
هر کو فانی دروست باقیستمن مات من الهوی فقد عاش
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق و محبت غرق شود، جاودانه خواهد ماند. کسی که در عشق بمیرد، واقعاً زنده است.
این حرف اگر فقیه فهمدشاباش زهی فقیه شاباش
هوش مصنوعی: اگر فقیه به این سخن پی ببرد، باید به او تبریک گفت و او را ستود.
چون فیض اگر شوی مجرّدبس فیض که یابی از سخنهاش
هوش مصنوعی: اگر خود را از وابستگیها آزاد کنی، به اندازهای از فیض و نعمت بهرهمند میشوی که از سخنان و آموزهها هم فراتر میرود.