غزل شمارهٔ ۵۱۰
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعات مرتبط با بخت، تقدیر و عشق اشاره دارد. شاعر میگوید که دل آدمیان را عشق به خود جذب میکند، اما این احساس ماندگار نیست و مانند برق میگذرد. او از بخت نیک و موانع در راه رسیدن به آن صحبت میکند و به دلخستگی خود در انتظار محبت معشوق اشاره دارد. در نهایت، شاعر به درگاه معشوق دعا میکند و میگوید که جز او نمیتواند شافع باشد و از او خواهان فیض و رحمت است.
نحم خیالت گردد چو طالعدر چرخ آیند اهل صوامع
هوش مصنوعی: اگر خیال تو به حقیقت تبدیل شود، مانند زمانهای که اهل معابد و خانقاهها به میدان بیایند.
رو مینماید دل میربایدلیکن نپاید چون برق لامع
هوش مصنوعی: چهره زیبا جلوه میکند و دل را میبرد اما مانند درخشندگی ناگهانی برق، پایدار نخواهد ماند.
آن هم بوقتی بر نیک بختیکو کرده باشد رفع موانع
هوش مصنوعی: زمانی که فردی به خوششانسی و بخت خوب دست یابد، معمولاً موانع و مشکلاتی که بر سر راهش قرار دارد، برطرف میشود.
گه دل رباید گه جان فزایدگه غم زداید دارد منافع
هوش مصنوعی: دل گاهی شاد میشود و گاهی جان را تازه میکند، گاهی غم را از بین میبرد و در نهایت برای انسان سودمند است.
دلخستگانیم بر خاک کویتتا تو کرائی بختست و طالع
هوش مصنوعی: ما دلشکستههایی هستیم که در خاک کوی تو به سر میبریم، زیرا با وجود تو، شانس و سرنوشت ما بهتر میشود.
بر درگه تو بهر شفاعتجز تو نداریم خود باش شافع
هوش مصنوعی: در درگاه تو به غیر از تو هیچکس دیگری را برای شفاعت نداریم، خودت شفیع ما باش.
دیگر نگوئی ای فیض الاشعری که باشد اندر مجامع
هوش مصنوعی: دیگر از تو نمیخواهم که شعری بگویی که در جمعها مورد استفاده قرار گیرد.