غزل شمارهٔ ۵۱۱
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به مضامین زندگی، مرگ و نزدیک شدن به حقیقت الهی میپردازد. شاعر به سایقه عمر و جدایی از دنیا اشاره میکند و به عیش و نوشی که در این دنیا وجود دارد، وداع میگوید. او از شنوندگان میخواهد که با گوش شنوا به نغمههای زندگی گوش فرا دهند و از آن بهرهمند شوند. همچنین، او تاکید میکند که برای نزدیکی به حق باید از خود خواستهها و دنیاویات فاصله گرفت و فانی در ذات الهی شد. در نهایت، شاعر میگوید که شجاعت در شکستن خود و دوری از ego، منجر به رستگاری و پیروزی است.
مطرب عمر این سراید در سماعمیروم ای عیش جویان الوداع
هوش مصنوعی: موسیقیدان، عمر من در این خانهی خوشی رو به پایان است و من به شادی جویان خداحافظی میکنم.
هر کرا باز است گوش هوش جانمیکند این نغمه از عمر استماع
هوش مصنوعی: هر کسی که گوشش به شنیدن باز باشد، جانش به این نغمه توجه میکند؛ زیرا این آواز از عمر اوست.
هر که او زین نغمه باشد بهرهورباشدش از زندگانی انتفاع
هوش مصنوعی: هر کس از این نغمه بهرهمند شود، در زندگی خود سود و فایده خواهد داشت.
جان من در کارسازی سعی کندم بدم بانگ رحیل است و وداع
هوش مصنوعی: ای جان من، در انجام کارها تلاش کن که هر لحظه صدای جدایی و وداع به گوش میرسد.
گر بحق نزدیک گردی یک وجباو شود نزدیک تو بر یک ذراع
هوش مصنوعی: اگر به حق و حقیقت نزدیک شوی، یک قدم، او هم به تو نزدیک میشود، به اندازه یک ذراع.
گر ذراعی میشوی نزدیک تواو شود نزدیک تو مقدار باع
هوش مصنوعی: اگر به زراعت و کشاورزی مشغول شوی، نزدیک تو گشت و گذار میکند و مقدار باغت افزایش مییابد.
گر تو آهسته بسوی او رویفهو للعبد للاسراع راع
هوش مصنوعی: اگر تو به آرامی به سوی او گام برداری، او نیز به سرعت به سوی تو میآید.
از عبادت قرب حق تحصیل کندر تقرب از فنا گیر انتفاع
هوش مصنوعی: از عبادت و بندگی، به نزدیکی و قرب حق تعالی دست یاب، و از فنا و نابودی دنیا بهرهمند شو.
شو ز خود فانی بحق باقی چو فیضخویش را و ما سوا را کن وداع
هوش مصنوعی: خود را فراموش کن و به حقیقتی پایدار و ابدی بپیوند، و ارتباطت را با هر آنچه غیر از آن است، قطع کن.
بیشجاعت نیست کو صف بشکندآنکه خود را بشکند نعم الشجاع
هوش مصنوعی: آن که توانایی شکستن صفوف دشمن را دارد، بیشک باید ابتدا بر ترس و ضعفهای خود غلبه کند. او در حقیقت نمونهای از شجاعت است.