غزل شمارهٔ ۵۵۵
هوش مصنوعی: این شعر احساسات عمیق و عشق را بیان میکند. شاعر از سردی دل و جان خود در ارتباط با معشوق سخن میگوید و آرزو دارد که عشقش باعث آرامش و سرزندگی او شود. او خواهان نزدیکی به معشوق و افزایش شدت عشق است تا از غم و اندوه رهایی یابد. همچنین، شاعر به این نکته اشاره دارد که نوشیدن باده و بخشیدن آن به دیگران میتواند باعث تسکین دلهای حزین شود و در نهایت، آرزوی آرامش و سرور را برای خود و دیگران دارد.
کی بود دل زین چنین گردد خنکجانم از برد الیقین گردد خنک
هوش مصنوعی: کی دل از این حال سرد میشود؟ جانم از یقین به آرامش میرسد.
وارهم ز اغیاد و گردم مست یارخاطرم از آن و این گردد خنک
هوش مصنوعی: از دوستان دوری کن و در کنار معشوق بگذار که یاد من از این و آن پر میشود، خوشا به حال کسانی که این حس را تجربه کنند.
جان بمهر او دهم تا دل مرازان عذار آتشین گردد خنک
هوش مصنوعی: من جانم را به عشق او میدهم تا دل من از آن چهرهی آتشین خنک و آرام شود.
بر فراز آسمانها پا نهمتا دل من از زمین گردد خنک
هوش مصنوعی: میخواهم به جایی بروم که احساس آرامش کرده و دلم از دغدغههای دنیوی دور شود.
نزد من آری و مرا بستان زمنتا گمانم آن یقین گردد خنک
هوش مصنوعی: بیا پیش من و مرا از خود بگیر، تا اینکه شاید بتوانم به یقین و اطمینان برسم و خوشحال شوم.
تیزتر کن آتش عشق مراخاطرم عشق اینچنین گردد خنک
هوش مصنوعی: بیشتر شعلهٔ عشق مرا شعلهور کن، تا اینکه یاد عشق اینگونه برایم آرامش بیاورد.
بیخودم کن تا بیاساید دلمخاطر اندوهگین گردد خنک
هوش مصنوعی: من را خوشبخت کن تا دلم آرام بگیرد و از اندوه دور شوم.
جان ز من بستان ز خویشم وارهانآتش هجران بدین گردد خنک
هوش مصنوعی: از من روح و زندگیام را بگیر و مرا از خودم رها کن، تا آتش درد جدایی خاموش شود و به آرامش برسم.
زان کفم ده بادهٔ کافوریزان چنان تا اینچنین گردد خنک
هوش مصنوعی: از آن دستم قدری بادهٔ خوشعطر بگیر تا اینگونه که هستم، خنک و آرام شوم.
جرعه زان بر فلک ریزد ملکتا دل عرش برین گردد خنک
هوش مصنوعی: فرشتگان از آن جرعه چنان میریزند که دل عرش خوشحال و خنک میشود.
جرعهٔ هم بخش کن بر دیگرانتا که دلهای حزین گردد خنک
هوش مصنوعی: به دیگران نیز از محبت و گلایههای خود بگو و احساساتت را با آنها در میان بگذار تا دلهای غمگین و ناراحت شاداب و خنک شود.
بس کنم زین نالهای بیهدهکی دل فیض از انین گردد خنک
هوش مصنوعی: دیگر از نالههای بیفایده بس کنم، چون دل از این ناراحتیها خوش نمیشود.