غزل شمارهٔ ۵۶۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با دلتنگی و اشتیاق به سوی معشوق خود دعوت میکند و از او میخواهد که بیاید و جمال خود را نمایان کند تا او از خود بیخود شود. او از درد فراق و بیتابی ناشی از آن شکایت میکند و میگوید که جز یک نفس چیزی از عمرش باقی نمانده است. شاعر بر این باور است که وجود معشوقش باعث خوشی و پاداش اوست و میخواهد که درد دوری را با نزدیک شدن معشوق درمان کند. او همچنین از معشوق طلب بخشش و رحمت میکند و به او یادآوری میکند که در دلش امیدی به تجدید حیات وجود دارد. در نهایت، شاعر خود را گدا و نیازمند رحمت معشوق میداند و ابراز میکند که او را پادشاهی در این دنیا و آن دنیا میبیند.
بیا بیا بسرم تا بپات جان بدهمجمال خود بنما تا ز خویشتن بروم
هوش مصنوعی: بیا و نزد من بیا تا جانم را به پاهایت نثار کنم. زیبایی خودت را به من نشان بده تا از خودم جدا شوم.
بخار زار فراق تو راه گم کردمبیا بگلشن وصل ابد نمای رهم
هوش مصنوعی: به خاطر جدایی تو، در زندگیام گم شدهام. بیا و مرا به سرزمین وصال ابدیات برسان.
بیا بیا که ز عمرم نماند جز نفسیبود بشادی وصل تو آن نفس بدهم
هوش مصنوعی: بیا، زیرا از عمر من چیزی باقی نمانده جز یک نفس. من آن نفس را با شادی دیدار تو میدهم.
بیا بیا که نیم بیتو جز تنی بیجانبطلعت تو درین تن هزار جان بنهم
هوش مصنوعی: به نزد من بیا، زیرا وجودم بدون تو بیروح و بیمعناست. من با تمام وجودم حاضر هستم برای چهرهی تو جانهای زیادی را فدای کنم.
بیا بیا که فراق تو رنجهام داردبمقدم تو مگر زین بلای بد بجهم
هوش مصنوعی: بیا که دوری تو برایم عذابآور است. امیدوارم با آمدنت از این مصیبت خلاص شوم.
بیا بیا و سرم را ز خاک ره بر گیربجاست تا رمقی عنقریب خال رهم
هوش مصنوعی: بیا و کمکم کن، سرم را از زمین برآور، چون هنوز راهی برای ادامه دارم.
بیا بیا که شود سیئات من حسناتتوئی ثوابم و دور از تو سر بسر گنهم
هوش مصنوعی: بیا و نزدیک شو تا کارهای بد من به کارهای خوب تو تبدیل شود. تو پاداش من هستی و من از تو دوری نمیکنم و همه چیز را پنهان میکنم.
بیا بیا که هنوزم نفس در آمدنستبرس بچاره که تن جان بجان جان بدهم
هوش مصنوعی: بیا، بیا که هنوز فرصت برای آمدن هست. به من بیچاره برس که جانم را برای جان تو فدای میکنم.
بیا بیا و گناهم ببخش و رحمت کنبنور خویش بیفروز چهرهٔ سیهم
هوش مصنوعی: بیا و با مهربانی گناهانم را ببخش و با نور رحمتت چهرهی تیرهام را روشنی ببخش.
گدائی درت ار فیض را شود روزیوحید دهرم و بر هر دو کون پادشهم
هوش مصنوعی: اگر گدایی در درگاه تو بهرهمند شود، روزی من تنها فردی در زمانهام میشود و بر هر دو جهان، من پادشاه خواهم بود.