غزل شمارهٔ ۶۹۲
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای مستی ناشی از عشق میپردازد. شاعر از زیبایی محبوبش سخن میگوید و بیان میکند که در اثر دیدن او، خود را فراموش کرده و در دنیای عشق غرق شده است. او از شادی و حالت سرخوشی ناشی از عشق صحبت میکند و تأکید میکند که هیچ چیز جز محبوبش برایش مهم نیست. همچنین، او به احساسات شدیدش اشاره میکند که گاهی به شکل قطره یا اقیانوس نمایان میشود. سرانجام، شاعر از این میگوید که در مستی عشق، حتی عقلش نیز گم شده و هیچ قاعدهای را نمیپذیرد. این شعر به صورت کلی ابراز عشق و سستی زندگی در ناامیدی و خوشی ناشی از محبت است.
کی آیدم می در نظر مست جمال ساقیموز خود کجا دارم خبر مست جمال ساقیم
هوش مصنوعی: کی میتوانم به یاد میافتم که زیبایی ساقیام در نظرم مست میکند و از حال خودم خبر دارم یا نه؟
آنغمزه را دلبرده پی زآنچشم و لب جان خوردمیچشم منست و روی وی مست جمال ساقیم
هوش مصنوعی: آن زیبایی که دل مرا ربوده، به خاطر آن چشم و لبش، من جانم را فدای او کردهام. چشم من و چهرهی او، تحت تأثیر زیبایی گیسوان اوست.
از چشم او می میچشم و ز لعل او می میکشموز غمزهٔ او سرخوشم مست جمال ساقیم
هوش مصنوعی: من از نگاه او شیدا میشوم و از زیباییاش مست میگردم، و از دلرباییاش خوشحال و سرمست جمال ساقیام هستم.
بیخود فتاده کف زنان در بحر عشق بیکرانشادیکنان شادیکنان مست جمال ساقیم
هوش مصنوعی: بیدلیل، افرادی در دریاى عشق غرق شدهاند و با شادی و خوشحالی به پا میکوبند. آنها مست از زیبایی معشوق خود هستند و جشن میگیرند.
با لطف و قهرش ساختم و ز غیر او پرداختمخود را ز خود انداختم مست جمال ساقیم
هوش مصنوعی: با مهربانی و سرسختی او کنار آمدم و به جز او از هر چیزی گذشتم. خودم را از منیت خود رها کردم و شیدای زیبایی ساقی شدم.
جانم زدریائیست مست جام و سبو و خم شکستبگذشتهام از هرچه هست مست جمال ساقیم
هوش مصنوعی: جان من همچون دریا پر از خوشی و شوری است که با جام و سبو و خم شکسته در حال مستی به سر میبرد. از تمام چیزهایی که مربوط به دنیا است گذشتهام و حالا غرق در زیبایی و جاذبه ساقی هستم.
آفاق را طی کردهام اسب خرد پی کردهاممنزل در آن حی کردهام مست جمال ساقیم
هوش مصنوعی: من در جهان گستردهای سفر کردهام و با اندیشه و خرد به پیش رفتهام. در این مسیر، در جایی که با زیباییهای محبوبم روبهرو شدم، توقف کردهام و به تماشای آن زیبایی نشستهام.
گه قطره و گه قلزمم گه باده و گاهی خممدر شور و در مستی کمم مست جمال ساقیم
هوش مصنوعی: گاهی به اندازه قطرهای کوچک و در مواقعی به وسعت دریای بزرگ هستم، گاهی سرشار از باده و گاهی در حالت خوابآلودگی و بیخیالی قرار دارم. در میان شور و حال مستی، کم میشوم و خود را در زیبایی معشوق گم میکنم.
یا عادل العشاق قم نحن السکاری لا تلمصد عقل در مستیست گم مست جمال ساقیم
هوش مصنوعی: ای عادل عاشقان، به ما نگاه کن که ما مست هستیم و نمیتوانی ما را ملامت کنی، زیرا عقل در حال گم شدن در مستی است و ما در زیبایی ساقی غرق شدهایم.
در بادهٔ ما رنگ نیست در مستی ما جنگ نیستناموس ما را ننگ نیست مست جمال ساقیم
هوش مصنوعی: در می نوشی که ما از آن استفاده میکنیم رنگ و بویی ندارد و در حال مستی، دعوا و نزاعی وجود ندارد. ما هیچ احساس شرمی در مورد ناموس خود نداریم و تنها مست زیبایی ساقی هستیم.