غزل شمارهٔ ۷۰۲
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به ترک دنیای مادی و حرکت به سوی دنیای معنوی و جاودانی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از دنیای مردگان و چیزهای ناپایدار فراتر برود و به حیات واقعی و جاودان دست یابد. او به اهمیت ارتباط با حقیقت و شناخت عمیقتر اشاره میکند و بر لزوم ترک نشانهها و ظواهر غیرواقعی تأکید میکند. در نهایت، شاعر به رسیدن به مقام اصلی و حقیقی اشاره دارد، جایی که انسان میتواند از تمامی قید و بندهای دنیایی آزاد شود.
خیز تازین خاکدان بیرون رویمزین سرای مردگان بیرون رویم
هوش مصنوعی: بیدار شو و از این زمین بیرون برویم، از این خانهای که جای مردگان است، خارج شویم.
زنده گردیم از حیات جاودانزینجهان جان ستان بیرون رویم
هوش مصنوعی: ما دوباره زنده خواهیم شد و از زندگی ابدی بهرهمند خواهیم گردید و از این جهان که جان ما را میگیرد، خارج خواهیم شد.
راست از هم صحبتیهای کجانهمچو تیری از کمان بیرون رویم
هوش مصنوعی: من مثل تیری که از کمان پرتاب میشود، از گفتوگو با دیگران به حقیقت و حقیقتگویی میرسم.
تا شویم الا بما شاء را محیطزین محیط آسمان بیرون رویم
هوش مصنوعی: برای اینکه به آنچه که خواسته شده دست یابیم، باید از این محیط آسمانی خارج شویم.
گوهر بحر یقین آید بکفگر ز صحرای گمان بیرون رویم
هوش مصنوعی: اگر از دنیای شک و تردید خارج شویم، حقیقت و یقین همچون مرواریدی از دریا به دست ما خواهد رسید.
بینشان از بینشان آگه شویمبینشان گر از نشان بیرون رویم
هوش مصنوعی: بدان که اگر از نشانهها و علامتها دور شویم و به حقیقت خویش پی ببریم، در این صورت میتوانیم به وجود چیزها و حقایق بینشان آگاه شویم.
خیز تا بر موطن اصلی رسیماز مقام سالکان بیرون رویم
هوش مصنوعی: برخیز تا به سرزمین حقیقی خود برگردیم و از جایگاه سالکان خارج شویم.
خیز تا از مغز جان روغن کشیمپس ز روغن شعله سان بیرون رویم
هوش مصنوعی: بپا خیز تا از عمق وجود خود چیزی گرانبها بیرون بکشیم، سپس از این گنج ارزشمند پرتو و روشنی بیافروزیم.
در بلا و در ولا قربان شویماز تن و جان و جهان بیرون رویم
هوش مصنوعی: در سختیها و دورانهای دشوار، فدای جان و تن و همه وجود خود خواهیم شد و از این دنیای مادی جدا خواهیم گردید.
فیض تا چند از مکان و لامکاناز مکان و لامکان بیرون رویم
هوش مصنوعی: بازیابی فیض و نعمت تا چه زمانی باید به مکان و غیرمکان وابسته باشد؟ بیایید از این محدودهها فراتر رویم.