غزل شمارهٔ ۷۲۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره اهمیت ترک تعلقات دنیوی و توجه به خود در راستای رسیدن به حقیقت و خداوند است. شاعر به دل میگوید که نباید به محبتهای ظاهری و بتان دل ببندد و از در ناراحتی و آتش عشق بیخود شود. او هشدار میدهد که در عشق به معشوقان دنیا غرق نشوید، زیرا این باعث عذاب و جزای خویشتن میشود. به جای آن، باید غمها را کنار گذاشت و به عشق حق پرداخته و در یاد او شاد شد. شاعر توصیه میکند که انسان باید خود را از اسارتهای مادی آزاد کرده و به سمت جذب فیض الهی حرکت کند تا به جاودانگی واقعی دست یابد.
منگر تو در روی بتان بهر هوای خویشتندر آتش سوزان مرو ای دل بپای خویشتن
هوش مصنوعی: بر روی مجسمهها و زیبا رویان نگاه نکن که فقط به خاطر خواستههای خودت باشد. ای دل، در آتش سوزان نرو و برای خودت ارزش قائل باش.
هرگو دلش از دشت برد مهر بتان سنگدلدر دوزخ نقد اوفتاد دید او جزای خویشتن
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش از عشق معشوقان ستمگر پر شده باشد، در عذاب و رنج خواهد افتاد و در آنجا، جزای اعمال خود را خواهد دید.
با عشق خوبان خو مکن جز جانب حق رو مکنکین غم چو افروزد دلت بینی سزای خویشتن
هوش مصنوعی: با عشق نیکان آشنا مشو و فقط به سمت حقیقت برو، زیرا زمانی که این غم در دلت شعلهور شود، نتیجهاش را در وجود خود خواهی دید.
غم را بسوزان شاد شو در عشق حق استاد شوشاگردی شیطان مکن بهر بلای خویشتن
هوش مصنوعی: غم را به آتش بکش و در عشق خدا خوشحال شو. به مقام استادی برس و شاگرد شیطان نباش، چرا که این کار فقط به بدبختی خودت میافزاید.
نینی چو شیطان خود رویبینی چو دانه سوی داماستاد شیطان میشوی در ابتلای خویشتن
هوش مصنوعی: اگر مانند شیطان خود را ببینی و غرور کنی، مانند دانهای هستی که به دام میرود و در نهایت در گرفتار کردن خود، به مشکل میافتید.
رو رسم نو بنیاد کن خود را ز خود آزاد کنتا وارهی زین بندگی باشی برای خویشتن
هوش مصنوعی: خودت را از قید و بندهایی که داری رها کن و سبک زندگی جدیدی برای خودت بساز. اینگونه میتوانی از بندگی و محدودیتها آزاد شوی و برای خود حقیقیات زندگی کنی.
چون فیض روحانی شوی زاقندهٔ ثانی شوییابی بقای جاودان اندر فنای خویشتن
هوش مصنوعی: زمانی که به فیض روحانی دست یابی و به حقیقتی بالاتر دست پیدا کنی، به واقعیتی تازه و جاویدان میرسی که در آن، وجود خود را از دست میدهی و به نوعی از بقا و جاودانگی در مییابی.