غزل شمارهٔ ۷۴۲
هوش مصنوعی: این شعر دعوتی به رهایی از قید و بندهای مادی و نفسانی است. شاعر از دلا میخواهد که از زهد ظاهری دست بردارد و به دنیای واقعی و معنوی وارد شود. او از خواننده میخواهد که خود را از اسارت نفس رها کند و به وحدت و یکی شدن با حقیقت برسد. در این مسیر، باید از تعلقات دنیوی دست بردارد و به دنبال آتش عشق و عشق الهی باشد. شاعر تشویق میکند که در این راه به درگاه خداوند گدایی کند و از او یاری طلبد تا به آشنایی با حقیقت و وصال دوست نائل شود. در نهایت، دعوت به شجاعت و اقدام در راه وصل و فیض الهی است.
دلا برخیز و پائی بر بساط خود نمائی زنبرندی سر برار آتش درین زهد دریائی زن
هوش مصنوعی: ای دل، از جا برخیز و به دنیا نشان بده که چه درون پرباری داری. سر خود را به بلندای آتش ببرد که در این زهد و بیاعتنایی، جایگاه بزرگی برای تو وجود دارد.
در آدر حلقه مستان و در کش یکدو پیمانهبمستی ترک هستی کن دم از فرمانروائی زن
هوش مصنوعی: به مینوشان و در جمعشان به سرخوشی بپرداز و با هر دو پیمانهای که مینوشی، غمهای خود را فراموش کن. برای یک لحظه از خود و دنیای مادی دور شو و به فرمانروایی شادی و خوشحالی بپرداز.
کمر بر بند در خدمت چونی از خویش خالی مشوز بی برگی بجو برگ و نوای بی نوائی زن
هوش مصنوعی: به خودت تکیه کن و در خدمت دیگران باش، از درون خود خالی نشو. از کمبودها و نداشتنها نترس و به دنبال زیبایی و صدای تازه باش.
اسیر نفس بودن در خراب آباد تن تا کیقدم در عالم جان نه در از خود رهائی زن
هوش مصنوعی: زندگی در دنیای مادی و ظاهری، مانند یک خرابه است که انسان در آن زندانی شده است. این وضع نمیتواند برای همیشه ادامه یابد. وقت آن رسیده که از این حالت رها شویم و به عالم روح و جان خود قدم بگذاریم.
بخلوتخانه وحدت درا از خویش یکتا شوبسوز این خرقه یا چاکی برین دلق دو تائی زن
هوش مصنوعی: در عزلتگاهِ یکتایی، خود را تنها کن و از ان شخصیت دوگانهات رها شو. این لباس کهنه را بسوزان یا اگر میخواهی، پارگیاش را درآور.
زره گم گشتن اندر ظلمت آباد هوس تا چندبراه آی آتش اندر آرزوهای هوائی زن
هوش مصنوعی: در تاریکی و غمانگیز زندگی، از دست دادن آرزوها و امیدها چه مدت ادامه خواهد داشت؟ ای عشق، برایم شعلۀ امید را در دل آرزوها روشن کن.
بیفکن آنچه در سر داری و پای اندرین ره نهگدائی کن درین درگاه و کوس پادشائی زن
هوش مصنوعی: چیزی را که در دل داری رها کن و پای در این راه بگذار. در این درگاه گدایی نکن، بلکه همچون پادشاهی بایست.
بمردی وارهان خود را ازین بیگانگان بگسلبشهر آشنائی آ صلای آشنائی زن
هوش مصنوعی: خودت را از این بیگانگان جدا کن و به سرزمین آشنایی برو که در آنجا با آشنایان متحد شوی.
ز پا افتادهٔ در راه وصل دوست خیزای فیضدو دست استعانت در جناب کبریائی زن
هوش مصنوعی: از حال کسی که در مسیر رسیدن به دوست دچار مشکل شده، برخواه و با دو دست به سوی خداوند بزرگ کمک بخواه.