غزل شمارهٔ ۷۷۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ابراز نارضایتی و نگرانی از وضعیت آشفتهی جهان میپردازد. او با اشاره به جنبههای مختلف زیبایی و عشق، از کشمکشها و تنشهایی سخن میگوید که باعث ریزش خون و درد در جامعه شده است. تمامی این عناصر با یکدیگر ترکیب شده و به یک آشوب بزرگ منجر شدهاند. شاعر با تکرار سؤال "آخر چه آشوب است این" به عمق این نابهسامانی و درد اشاره میکند و به بیان احساسات خود نسبت به وضعیت موجود میپردازد.
ای فتنها انگیخته آخر چه آشوبست اینای خون عالم ریخته آخر چه آشوبست این
هوش مصنوعی: ای فتنههای ایجاد شده، این چه شور و هیاهویی است؟ ای خونهایی که در این دنیا ریخته شده، این چه شور و هیاهویی است؟
از زلف شور انگیخته بر ماه عنبر بیختهدلها در او آویخته آخر چه آشوبست این
هوش مصنوعی: از موهای پریشان که بر چهره زیبا افتاده و همچون عطر خوشبو دلها را به خود جلب کرده است، مشخص نیست که این چه هیجانی را به وجود آورده.
از چشم سحر انگیخته مژگان بزهر آمیختهخون خلایق ریخته آخر چه آشوبست این
هوش مصنوعی: از چشمان جادویی و مژگان درهم پیچیده، خونی که از زندگی مردم ریخته شده را میبینم. این همه آشوب و اختلالی که در این دنیا وجود دارد، چه دلیلی دارد؟
از لعل شکر ریخته جان در شکر آمیختهشور از جهان انگیخته آخر چه آشوبست این
هوش مصنوعی: جان من با لعل شکر آمیخته شده و شور و هیجان از دنیای اطراف به وجود آمده است. اما این همه آشفتگی و بیقراری به چه دلیل است؟
از لطف قهر انگیخته با قهر لطف آمیختهوین هر دو درهم ریخته آخر چه آشوبست این
هوش مصنوعی: با مهربانیهایی که به خاطر قهر و خشم به وجود آمده، و این دو (قهر و مهربانی) درهم آمیختهاند، آخر این چه آشفتگی و بینظمی است؟
از عشق شور انگیخته با جان فیض آمیختهزو این جواهر ریخته آخر چه آشوبست این
هوش مصنوعی: عشق به اندازهای شور و شوق به وجود آورده که جانم به آن آمیخته شده است. حالا این گنجینههایی که از این عشق به دست آمدهاند، چه شور و هیجانی در دل ایجاد کردهاند!