غزل شمارهٔ ۷۸۴
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و دلدادگی عمیق میپردازد و در آن شاعر به نوعی دیوانگی ناشی از عشق اشاره میکند. او از وحدت و یکی شدن با معشوق سخن میگوید و میگوید که برای رسیدن به عشق، به جنون و شور و غوغا متوسل میشود. شاعر خود را در میان اشعار و افکار بیمعنا مییابد و همواره در تلاش است تا از قید و بندهای عقل و پندهای کنارهگیرانه رهایی یابد. او در عشق سرمست است و هیچ پند و نصیحتی برایش مؤثر نیست. در پایان، شاعر بیدل از خواننده میخواهد که از دنیای عقل و فهم دور شود و به شور و شوق عشق بپردازد. کل شعری که ارائه شده، نمایانگر شیدایی و اشتیاق عمیق به عشق است.
از سرّ وحدت دم زدم هذا جنون العاشقینکونین را برهم زدن هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من از عمق راز وحدت سخن گفتم و این جنون عاشقان را که جهان را به هم میزند، بیان کردم.
بر طرهٔ پر خم زدم بر حرف لا و لم زدمشادی کنان بر غم زدم هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من بر روی موهای پر پیچ و خم آن محبوبم، بر واژههای ناهنجار و تردیدآور تکیه کردم و با شادی بر درد و غم خود غلبه کردم. این نشان از جنون و شیدایی عاشقان است.
بر شور و بر غوغا زدم بر لا و بر الا زدمبرجا و بر بیجا زدم هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من به شوق و هیجان پرداختم، بر هر فریاد و سر و صدا اعتراض کردم، در مکانهای مناسب و نامناسب خواستم بیان کنم، این همه دیوانگی عاشقان است.
از عشق سرمست آمدم وز نیست در هست آمدمدر رفعت او پست آمدم هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: از عشق پر از شور و شعف به سوی هستی آمدم و از حالت عدم به وجود پیوستم. در مقام والای او، خود را کوچک و حقیر یافتم. این وضعیت، نشانه دیوانگی عاشقان است.
گشتم زعشق دوستمستشستمزغیردوست دستتا رو نماید هر چه هست هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: به خاطر عشق دوست، مست شدم و از غیر او بیخیال گشتم. تا زمانی که همه چیز مشخص شود، این حالت نشانهای از جنون عاشقانه است.
آتش زدم افلاک را بر باد دادم خاک راشستم دل غمناک را هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من به آسمان آتش زدهام و خاک را در باد به پرواز درآوردهام. دلم را که غمگین است، شستهام. اینها نشاندهندهٔ جنون عاشقان است.
سرگشتهٔ کوئی شدم آشفتهٔ موئی شدمحیران مه روی شدم هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من در پی تو به شدت سردرگم و دچار آشفتگی شدهام، حیران و مجذوب چهرهی تو هستم؛ این حالت، دیوانگی عاشقهاست.
در عشق گشتم بیقرار زنجیر من شد زلف یارچشم خرد از من مدار هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: در عشق مدتی بیقرار بودم و زلف محبوب مانند زنجیری به من وصل شد. دقت نکن که چشمانم چه حالتی دارد؛ زیرا من در این عشق دیوانه شدهام.
در من نگیرد پند کس سوزم نصیحت را چو خسپندم جمال یار بس هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: در دل من هیچ کس نمیتواند تأثیر بگذارد، چون آنقدر شوق و عشق دارم که نصیحتها را مانند خس (علفهای خشک) نمیپذیرم. زیبایی محبوب من، من را به دیوانگی میکشاند و این نشاندهنده حال عاشقان است.
آتش زدم من پند را وین خشک خام چند راپختم دل خرسند را هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من نصیحتها را به آتش کشیدم و چقدر میتوانم این دل خوشحال را در دلم خاموش کنم! این حالتی است از جنون عاشقها.
از خود بریدم پند را بگسستم این پیوند رابشکستم این الوند را هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: از خود فاصله گرفتم و به نصیحتها گوش ندادم، این ارتباط را قطع کردم و این بندها را شکستم. این وضعیت، دیوانگی عاشقانه است.
از نام در ننگ آمدم وز صلح در جنگ آمدماز عاقلی تنگ آمدم هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: از نام و مقام و صلح و آرامش دور شدم و به خاطر عشق و جنوناش به دنیای پرهیاهو و جنگهای داخلی وارد شدم. در حقیقت، این حالتی است که عاشقان دارند.
نی ننگ میدانم نه عار دست از من بیدل بداریکدم مرا با من گذار هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: من هیچ خجالت و عیبی نمیدانم، فقط خواهش میکنم لحظهای اجازه بده که با خودم تنها باشم. این حالتی است که عاشقان گرفتار آن میشوند.
آتش زدم در جان و تن وز خود فکندم ما و منبر هم زدم این انجمن هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: در دل و جانم آتش شعلهور کردهام و از خودم فاصله گرفتهام. در این جمع عاشقانه، همه چیز را کنار زدهام و به جنون عشق دچار شدهام.
ای آنکه در عقلی گرو درفیض و در شعرش مکاواز شرو شورم دور شو هذا جنون العاشقین
هوش مصنوعی: ای کسی که در عقل خود غرق شدهای و در عظمت شعرش میکوشی، از هیاهو و شور و شوق من دور شو؛ این حالت، جنون عاشقان است.