غزل شمارهٔ ۸۴۶
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و فداکاری اشاره دارد و بیانگر انتظار شاعر از معشوق است. شاعر با زبانی پر احساس از معشوق میخواهد که اگر قصد کشتن او را دارد، با شجاعت این کار را انجام دهد. او از معشوق خواسته که به وعدههای خود عمل کند و با وفا باشد. این شعر به نوعی تأکید بر تسلیم و پذیرش پایان، تحت تأثیر عشق و احساسات شدید است و در عین حال، دعوتی به عمل و اقدام در عشق را منتقل میکند.
گر ترا هست سر کشتن ما بسم اللهخیز از جای و بگو بهر فدا بسم الله
هوش مصنوعی: اگر تو قصد داری ما را بکشید، آغاز کن! از جای خود برخیز و بگو که برای فدای ما، با نام خدا شروع کن!
تیغ ابروی تو دارد چو سر کشتن مابسملم ساز بدین تیغ بلا بسم الله
هوش مصنوعی: ابروی تو مثل چاقویی است که ما را از پای در میآورد. من با این بلای وجود تو مثل یک قربانی، فقط با نام خدا آمادهی پذیرش این درد هستم.
گفته بودی که بشمشیر سرت بردارمهین نشستم بر تو بر سر پا بسم الله
هوش مصنوعی: تو گفته بودی که با شمشیر سرت را از بدن جدا میکنم، حالا من نشستهام بر سرت و به تو میگویم: بسم الله.
تا بکی وعده کنی حرف وفا هم گوئیدر دلت هست وفا گو بوفا بسم الله
هوش مصنوعی: تا کی به من وعدههای تو خالی بدهی و حرف از وفا بزنی؟ اگر در دل خود وفایی داری، پس با صراحت بگو. بسمالله!
سر تسلیم نهادیم به پیش تو بیارهرچه خواهد دل تو بر سر ما بسم الله
هوش مصنوعی: ما با کمال میل و تسلیم در برابر تو ایستادهایم، هر چه که دل تو بخواهد، بر سر ما بیافکن، که ما آمادهاین.
بکشیم سر بنهیم و بجفا تن بدهیمای جفای تو وفا خیز و بیا بسم الله
هوش مصنوعی: بیایید به زندگی ادامه دهیم و با بیرحمیهای تو کنار بیاییم، ای بیرحمی تو، وفایی هم در میان است، بیا و آغاز کن.
فیض را بس که بدل هست هوای بسملمینگارد همه بر لوح هوا بسم الله
هوش مصنوعی: خوشا به حال فیض که به سادگی میتواند در چهرهی هوای زنده دیده شود. او با کلماتش همه چیز را بر صفحهی آسمان مینویسد و آغاز همه چیز را با «بسم الله» آغاز میکند.