غزل شمارهٔ ۸۶۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از محبوب خود دعوت میکند که بیاید و دلهای عاشقان را نورانی کند. او از زیبایی و جذابیت محبوب میگوید و حس میکند که او به سویش میآید تا دلها را تسخیر کند. شاعر به شدت عاشق و شیدای محبوب است و حاضر است برای او همه چیز را رها کند. او همچنین به فشردگی و قدرت عشق اشاره میکند و بیان میکند که عشقش چقدر عمیق و واقعی است. در نهایت، او شعرش را به جمع اهل سخن تقدیم میکند و از محبوب میخواهد که بیاید تا جمع را منور کند.
بیا بیا که اسیران نواز آمدهایبیا بیا که رقیبان گداز آمدهای
هوش مصنوعی: بیا، بیا که کسانی که در انتظار محبت و نوازش هستند، به اینجا آمدهاند. بیا، بیا که رقبای ما که در تنگنا و درد هستند، به ما نزدیک شدهاند.
بیا و دیده عشاق را منور کنکه حسن ماه رخانرا طراز آمدهای
هوش مصنوعی: بیا و چشمهای عاشقان را روشن کن، زیرا زیبایی چهرهات مانند ماه درخشان است.
بیا بیا که ز سر تا بپا ببازم منبیا بیا که توهم مست ناز آمدهای
هوش مصنوعی: بیایید که من از سر تا پا غرق عشق و علاقه شدهام. بیایید، شما هم با ناز و زیباییات آمدهاید و من را مست و دلباخته کردهاید.
ز پای تا سر حسنی و لطف و مهر و وفابیا بیا که بسامان و ساز آمدهای
هوش مصنوعی: از سر تا پای تو پر از زیبایی، مهربانی و وفاداری هستی. بیا و با من بیا، چرا که تو آمادهای و وضعیت خوبی داری.
بکف گرفته دل و جان بجان و دل خلقیتو بهر غارت آن ترکتاز آمدهای
هوش مصنوعی: عشق و احساس خود را با تمام وجود به دست گرفتهام و برای جذب محبت و توجه تو آمدهام، گویی که به میدان جنگ آمدهام تا چیزهایی را که میخواهم بدست آورم.
بجانب تو روان بود جانم از شوقتاگر غلط نکنم پیش باز آمدهای
هوش مصنوعی: جانم به خاطر عشق تو به سمت تو در حرکت بود و اگر اشتباه نکنم، تو پیش من آمدهای.
سری بپای نتو میخواست دل که در بازمبیا بیا که بسی دلنواز آمدهای
هوش مصنوعی: دل من بسیار مشتاق توست و میخواهد با تو دیدار کند. بیا و حضور خود را به من ارزانی دار، چون که تو با وجود خود شادی و دلنوازی زیادی را به زندگیام آوردهای.
فدای خوی تو گردم که با هزاران نازبکار سازی اهل نیاز آمدهای
هوش مصنوعی: من آمادهام تا جانم را فدای تو کنم، زیرا تو با هزاران محبت و لطافت به یاری نیازمندان آمدهای.
بپای تو قدمی صدهزار فرسنگستبیا که از ره دور و دراز آمدهای
هوش مصنوعی: برای تو، هر قدمی که برمیدارم، معادل صد هزار فرسنگ است. بیا که من از راه طولانی و دشوار آمدهام.
شبی بخلوت ما میتوان بسر بردناگر چه از سر تمکین و ناز آمدهای
هوش مصنوعی: یک شب میتوانی در خلوت ما بگذرانی، هرچند که با حالتی از وقار و افاده آمدهای.
کبوتر دل اگر صدهزار صید کنییکی نساخته بسمل که باز آمدهای
هوش مصنوعی: اگر دل کبوتر تو را هزار بار صید کنی، هیچکدام به اندازهی زخم عشق که باعث بازگشت میشود، نمیتواند تو را آزار دهد.
بگوی شعر از اینگونه شعرها ای فیضمیان اهل سخن سر فراز آمدهای
هوش مصنوعی: ای فیض، تو در میان اهل کلام و شاعران طراز اولی، بگو که این نوع شعرها را چگونه سرودهای.