غزل شمارهٔ ۸۶۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به انسان یادآوری میکند که اگرچه به عشق و خودپرستی مشغول بوده، اما باید به خود و جایگاه حقیقیاش فکر کند. او باید از خودخواهی و ستم به خود پرهیز کرده و با چشم عبرت به حیات خویش نگاه کند تا دریابد که چقدر در برابر خداوند و دیگران خوار بوده است. شاعر او را به تلاش برای رسیدن به مقام خرد دعوت میکند و میگوید که حرکت به سمت حقیقت و مقربان خدا، زین پس بهتر خواهد بود. در نهایت، از او میخواهد که به جای بیکار بودن و دلمشغولیهای بیهوده، به جستجوی حقایق و زندگی پرمعنا بپردازد.
ای دل بعشق خویش گرفتار بودهایخود را بنقد عمر خریدار بودهای
هوش مصنوعی: ای دل، تو در عشق خود به شدت درگیر بودهای و عمر خود را به بهای این عشق هزینه کردهای.
گر بگذری ز خویش انیس خدا شویای خودپرست دون چه ستمکار بودهای
هوش مصنوعی: اگر از خودخواهی و خودپسندیات عبور کنی و به سمت خدا بروی، دوست واقعی خدا خواهی شد. ای کسی که به خود اهمیت میدهی، چقدر ستمکار بودهای!
بگشای چشم عبرت و کر و بیان به بینتا روشنت شود چه قدر خوار بودهای
هوش مصنوعی: چشمانت را با عبرت باز کن و با دید و بیان درست ببین تا متوجه شوی چقدر در زندگی حقیر و ناچیز بودهای.
برخیز و جهد کن بمقام خرد رسیروز نخست چون بخرد یار بودهای
هوش مصنوعی: بیدار شو و تلاش کن تا به مقام عقل و خرد دست پیدا کنی، چون در آغاز، تو همیشه یاور و همراه خردمند بودهای.
سوی مقربان چه شود گر سفر کنیزین پیشتر بعالم انوار بودهای
هوش مصنوعی: اگر به سوی نزدیکان خدا بروی، چه فایدهای دارد که پیش از این به عالم نورها سفر کردهاید؟
گر رو کنی بعالم بالا غریب نیستپیوسته در تطور اطوار بودهای
هوش مصنوعی: اگر به دنیای بالاتر نگاه کنی، چیز عجیبی نیست که همیشه در حال تغییر و تحول بودهای.
کاری نمیکنی که بجائی رساندتای آزموده کار چه بیکار بودهای
هوش مصنوعی: تو هیچ تلاشی نمیکنی که به جایی برسی، ای کسی که تجربه و مهارت داری، چرا بیهدف نشستهای؟
ایحق بر اهل حق چه گوار نده و خوشیبر خویشتن پرست چه دشوار بودهای
هوش مصنوعی: ای حق، برای کسانی که حق را شناختهاند، چه شیرین و آسان است، و برای کسانی که خود را پرستیدهاند، چه سخت و دشوار به نظر میرسد.
ز آسودگی نداشتهای دست یکنفسای فیض خویش را تو چه غمخوار بودهای
هوش مصنوعی: از آرامش و آسایش برخوردار نبودهای، حالا در یک لحظه به فکر خودت و نیکو کاریت باش، تو چه کسی بودهای که به حال دیگران دلسوزی میکردی؟