غزل شمارهٔ ۸۸۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از محبت و زیبایی معشوق سخن میگوید که دل او را آواره کرده و او را بیش از پیش بیچاره کرده است. او در وصف عشق و جذابیت معشوق میگوید که به لطف زیباییهای او، دلش به ذوق آمده و شوق نوشیدن شراب عشق را دارد. شاعر همچنین اشاره میکند که نگاه معشوق چنان جذاب و مسحورکننده است که باعث میشود دیگر زخمهای دلش را فراموش کند و فقط به عشق و زیبایی او فکر کند. در نهایت بیان میکند که هیچ چیزی غیر از عشق معشوق برای او مهم نیست و او را بیش از پیش در دام عشق گرفتار کرده است.
دل آواره را در کوی خود آوارهتر کردیمن بیچاره را در عشق خود بیچارهتر کردی
هوش مصنوعی: تو با حضور خود دل غمگین و آوارهام را بیشتر آواره کردی و منِ بیچاره را در عشق تو بیشتر دچار مشکل و دردسر ساختی.
دلم خوکارهٔ ذوق شراب حسن خوبان بودز چشم و لب شرابم دادی و خوکارهتر کردی
هوش مصنوعی: دل من در حال و هوای شگفتانگیزی به خاطر شراب زیبایی و محبت انسانهای نیکوکار است. تو با چشمانت و لبانت شراب محبت را به من عطا کردی و مرا بیش از قبل شگفتزده کردی.
ز مردم چشم مستت خون دل میخورد مژگان رابه زهر آلودی و آن مست را خونخوارهتر کردی
هوش مصنوعی: چشمهای خمار تو باعث میشود دل دیگران به درد بیفتد. مژههایت به کاری زیانبار آغشته است و تو آن مستی را بیشتر به طرف درد و آسیب میبری.
دل مردم ربودن بیخبر هاروت نتواندازو این غمزه را در دلبری سحارهتر کردی
هوش مصنوعی: دلها را با جذابیت و زیبایی خود دزدیدن، کار کسی چون هاروت نیست؛ تو با ناز و لطف خاص خود، این هنر را به بهترین حالت انجام دادی.
به غیر از عشق مهرویان نمیکردم دگر کاریتو کردی کارها با من، مرا این کارهتر کردی
هوش مصنوعی: عشق به زیباییها باعث شده است که دیگر هیچ کار دیگری نکنم. تو با کارهایت من را در این زمینه بیشتر غرق کردهای.
به چشم دانشت نظاره بودم تاکنون اکنونز بینش سرمهای بخشیدیم نظارهتر کردی
هوش مصنوعی: من تا به حال به چشمان علم تو نگاه میکردم، اما اکنون با دیدی که از سرمهای به من دادی، به تماشای تو عمیقتر و دقیقتر نگاه میکنم.
نگاهت هر زمان از فیض نوعی میرباید دلمگر چشمانت را در دلبری عیارهتر کردی
هوش مصنوعی: نگاه تو همیشه دل را مجذوب میکند، مگر اینکه چشمانت را در هنر دوستداشتن، بیشتر تزیین کنی.