غزل شمارهٔ ۹۱۹
هوش مصنوعی: این شعر به تمایز میان حقیقت و ظواهر میپردازد و به یک حقیقت واحد اشاره میکند که از همه چیز برتر است. شاعر میگوید که این حقیقت، نه در دیدگان ما، بلکه در دل و جان ما موجود است و بالاتر از زمان و مکان است. او تأکید میکند که نباید به ظواهر و تفاوتها توجه کنیم بلکه باید به آن یک حقیقت ممتد و واحد بپردازیم که فراتر از توصیفها و گفتوگوهاست. در نهایت، شاعر از ما میخواهد که از جستجوی دنیوی و ظاهری دست برداریم و به درک این حقیقت بپردازیم.
در دیدهام چه نور روانست آن یکیاین طرفه تر ز دیده نهان است آن یکی
هوش مصنوعی: در چشمانم نوری در حرکت است، اما آن یکی که اینجا پنهان است، جالبتر و شگفتانگیزتر به نظر میرسد.
ارباب حسن اگر چه بدل جای کردهاندلیکن تناند جمله و جانست آن یکی
هوش مصنوعی: اگرچه مردم نیکوکار برای انجام کارهای خوب، ممکن است ظاهراً تغییراتی در رفتار یا شکل خود بدهند، اما در واقع همگی آنها از یک روح و هدف مشترک برخوردارند.
گاهی باین و گاه بآن میرود گمانهم این و آن نه این و نه آنست آن یکی
هوش مصنوعی: گاهی به یک سمت میرود و گاهی به سمت دیگر، اما در واقع نه به این سمت است و نه به آن سمت، بلکه موضوع دیگری است.
هم او جهان و هم ز جهان برتر است اوچون با تو جان که جان جهانست آن یکی
هوش مصنوعی: او هم جهان است و هم برتر از آن، زیرا همانطور که جان تو، جان جهان است.
در دائره زمان و مکان زو نشان مجوبالاتر از زمان و مکانست آن یکی
هوش مصنوعی: در دایره زمان و مکان به دنبال نشانهای از او نباش، زیرا آن موجودی که مورد نظر است فراتر از زمان و مکان است.
تا چند گوش بر خبر و چشم بر دلیلبگشای چشم دل که عیانست آن یکی
هوش مصنوعی: مدام گوش به خبرها و چشم به دلایل دوختهای، اما چشم دل خود را باز کن که حقیقت به وضوح نمایان است.
تاکی از ین و آن طلبی آنکه با تو هستبگذر ز این و آن که همانست آن یکی
هوش مصنوعی: تا کی به دنبال این و آن باشی؟ بهتر است که از آنچه بیفایده است بگذری و به آنچه که در کنار توست توجه کنی، چرا که همان یکی که کنارت است، ارزشمندتر است.
در شأن آن یکی ببیان گفتگو مکنبرتر ز گفتگو و بیانست آن یکی
هوش مصنوعی: با کسی که در مقام و مرتبه بالایی قرار دارد، درباره او صحبت نکن؛ زیرا آن شخص از کلمات و بیان فراتر است و ویژگیهایش درک عمیقتری میطلبد.
خاموش باش فیض که از وصف برتر استدیگر مگو چنین و چنانست آن یکی
هوش مصنوعی: سکوت کن، فیض، زیرا که بیان توصیف تو بالاتر از کلام است. دیگر از این چیزها نگو که آن یکی نیز چنین و چنان است.