غزل شمارهٔ ۹۴۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از معشوق خود خواسته تا خود را نمایان کند و با زیباییاش عقل او را دیوانه کند. او به بلبلها اشاره میکند که به خاطر گلهای خوشبو و زیبا در حال ترنم هستند. دل شاعر از دوری معشوق رنج میبرد و از او میخواهد که یک لحظه در کنارش بنشیند. او همچنین به عشق و زیبایی معشوق، که شبیه جامی پر از باده است، اشاره میکند و از او میخواهد که با نگاهش به او لطف کند و غم را از دلش دور کند. شاعر در پایان میگوید که دلش به شدت غمگین است و نمیداند تا کی میتواند صبر کند.
روی بنمای ای پری رخسار هیعقل را دیوانه کن دلدار هی
هوش مصنوعی: ای پری زیبا، خود را نشان بده و عقل را دیوانه کن، محبوبی! دل را به شوقی عمیق برانگیز.
بلبلانت در ترنم آمدندجلوهای کن ای گل بیخار هی
هوش مصنوعی: بلبلان به آوازخوانی مشغول شدهاند، ای گل بیخاری، لطفاً خود را نشان بده.
دل بجان آمد مرا از هجر تویکدمک بنشین برم ای یار هی
هوش مصنوعی: دل من به شدت از دوری تو بیتاب است، ای محبوب، یک لحظه بر من بنشین و آرامم کن.
جان باستقبال آمد تا بلببوسهٔ زان لعل شکر بار هی
هوش مصنوعی: جان آماده است تا به استقبال بیاید و بوسهای از آن لعل شیرین و شکرین بگیرد.
بادهٔ عشق تو دارد جام دلمشگنش دلدار هی دلدار هی
هوش مصنوعی: بادهٔ عشق تو، دل را به وجد میآورد و جام این شوق و خوشی، خاص دلدار من است.
لطف کن از چشم مستت ساغریفیض را مگذار در غم زارهی
هوش مصنوعی: لطفا از نگاه پرشور و جذابت قطرهای از خوشی و لذت را برای من نریز، تا در غم و اندوه غرق نشوم.
شد دلم دیوانه در زنجیر غمصبر تا کی ای پری رخسار هی
هوش مصنوعی: دل من به خاطر غم در زنجیر شده و به شدت دیوانه است، ای زیبای پریچهره، تا کی باید صبر کنم؟