غزل شمارهٔ ۹۳۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از معشوق درخواست میکند که از او دور نشود و به او آسیب نرساند. او به زیبایی به این موضوع اشاره میکند که اگر معشوق از او دور شود و به او جفا کند، در آینده ممکن است پشیمان شود. همچنین تأکید میکند که نباید به دیگران محبت کند و یار خود را خوار شمارد. شاعر از معشوق میخواهد که همواره در کنار او بماند و به او آسیب نرساند، زیرا این کارها ممکن است به پشیمانی منجر شود. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که معشوق باید از آزار دیگران دوری کند و در کنار او بماند.
دورم از خویش مکن هان پشیمان نشوینوش من نیش مکن هان پشیمان نشوی
هوش مصنوعی: از خود دور نشو، مواظب باش که پشیمان نشوی. ای دوست، مرا ناز نکن و به من آسیب نزن که پشیمانی به دنبال خواهد داشت.
دل ما ریش مکن جور ازین بیش مکنای جفا کیش من هان پشیمان نشوی
هوش مصنوعی: دل ما را بیش از این آزار نده، ای معشوقه ستمگری. مبادا که بعدها از کار خود پشیمان شوی.
غیر را یار مکن یار را خوار مکنمکن این کار مکن هان پشیمان نشوی
هوش مصنوعی: با دیگران رفیق نشو و دوستت را ناآشنا و بیاحترام قرار نده. این کار را نکن، زیرا ممکن است بعدها از این تصمیم پشیمان شوی.
یار اغیار مشو دشمن یار مشوپی آزار مشو هان پشیمان نشوی
هوش مصنوعی: دوست دیگران نباش و به یار خود آزار نرسان. مراقب باش که بعدها پشیمان نشوی.
ترک اغیار بگو ترک آزار بگوترک این کار بگو هان پشیمان نشوی
هوش مصنوعی: رها کن ارتباط با دیگران را، بگذار آزار و اذیت را کنار، این کار را رها کن، اما مراقب باش که بعداً پشیمان نشوی.
از خودم دور مکن دیدهام کور مکندر جفا شور مکن هان پشیمان نشوی
هوش مصنوعی: مرا از خودت دور نکن، چشمم را ناامید نکن. در دلنگرانی به من سختی نرسان و حواست باشد که بعداً پشیمان نشوی.
نور چشم تر فیض مونس و غم خور فیضنروی از بر فیض هان پشیمان نشوی
هوش مصنوعی: ای نور چشم من، مونس دل و غم من، نرو که اگر بروی، بعدها از رفتنت پشیمان خواهی شد.