غزل شمارهٔ ۹۵۵
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و حضور معشوق اشاره دارد و بیان میکند که اگر عشق به ما وارد شود، همه چیز به زیبایی و رونق خواهد بود. شاعر از معشوق میخواهد که به تنهایی و با کمالاتش به زندگی او بیاید و میگوید که عشق و خوشی به همراه خواهد داشت. با ورود معشوق، همه چیز تغییر میکند و حتی خلایق از زیبایی او مدهوش میشوند. در نهایت، عشق را به عنوان نیازی اساسی معرفی میکند که باید در آن غوطهور شد.
بود گر در ما تو تنها در آئیتو تنها در آئی و با ما در آئی
هوش مصنوعی: اگر تو در وجود ما تنها بیایی، در حقیقت تو به تنهایی به ما وارد میشوی و با ما همنوا میشوی.
تنی چند بیجان همه چشم بر درکه تنها در آئی به تنها بر آئی
هوش مصنوعی: عدهای بیروح و بیجان، همه منتظر هستند که تو تنها بیایی و به تنهایی وارد شوی.
بدیوانگی سر بر آرند عشاقکه شاید ز بهر تماشا در آئی
هوش مصنوعی: عاشقان ممکن است در شور و دیوانگی خود سر به جلو بیاورند، شاید برای اینکه تو را برای تماشا ببینند.
خوش آندم که خنجر بکف بر سر ماخرامان بقصد سر ما در آئی
هوش مصنوعی: لحظهای خوشایند است که تو با خنجر در دست، با ناز و عشوه به سوی ما میآیی و به هدف ما نزدیک میشوی.
بجای گیاه از زمین چشم رویدتفرج کنان چون بصحرا در آئی
هوش مصنوعی: به جای اینکه از زمین گیاه و نباتی بروید، چشمانت را به دشت و صحرا خیره کن و از زیباییهای آن لذت ببر.
خلایق ز حسن تو مدهوش گردندخرامان بمحشر چو فردا در آئی
هوش مصنوعی: مردم از زیبایی تو شیفته و شگفتزده میشوند، وقتی که با وقار به روز محشر بیایی.
نخواهی گذشت از سر عشقبازیمگر آنکه ای فیض از پا در آئی
هوش مصنوعی: نمیتوانی از عشق و بازیهای عاشقانه گذر کنی مگر اینکه به حالت تسلیم و فروتنی درآیی و از خود بگذری.