غزل شمارهٔ ۹۵۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ورود یک محبوب به جمع دوستان و عاشقان میگوید. او از محبوب میخواهد که با لطف و زیبایی خود به غمخانهای که پر از درد و جدایی است، بیاید و دلهای عاشق را شاد کند. شاعر به زیباییهای محبوب اشاره میکند و خواستار آن است که محبوب با چشمان زیبا و لبخندش دلها را برباید و غمها را از بین براند. او برای محبوب میخواهد که جانها و دلها را به پایش بریزد و زیباترین لحظات را در کنار او تجربه کند. در نهایت، شاعر امیدوار است که ورود محبوب به زندگیشان موجب شادی و رهایی از غمها شود.
خوش آندم کز در احسان در آئیمیان جمع ما خوبان در آئی
هوش مصنوعی: خوشحالم که در زمان خوبی به جمع ما وارد میشوی و در میان این همه خوبان حضور پیدا میکنی.
ز روی لطف در غمخانهٔ هجربرای جان مشتاقان در آئی
هوش مصنوعی: به خاطر محبتت، به خانهی غم و دوری بیایی و جان مشتاقان را شاد کنی.
ز چشم و لب کنی عشاقرا مستز بهر جان مخموران در آئی
هوش مصنوعی: ز چشم و لب تو، عاشقان به شوق و مستی میآیند و به خاطر جان، مستکنندگان را به خود جذب میکنی.
بزلف و خال دلها را کنی صیدبتیر غمزه بهر جان در آئی
هوش مصنوعی: با زیبایی و جذابیت خود، دلها را به دام میافکنی و با چشمان دلربای خود، دلها را تسخیر میکنی و به زندگی آنها وارد میشوی.
تطاولها کنی ز آن زلف و گیسوبقصد جان مسکینان در آئی
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت موهایت، به جان ناتوانان و بیچارگان نزدیک میشوی.
بپایت خوش برافشانیم جانهادر آنساعت که دست افشان در آئی
هوش مصنوعی: ما جانهایمان را در پای تو نثار خواهیم کرد، در آن لحظهای که با شادی و شادابی به ما نزدیک میشوی و دستت را به نشانهی خوشحالی تکان میدهی.
ز شادی جان دهد از غم رهد فیضگرش در کلبهٔ احزان در آئی
هوش مصنوعی: اگر به شادی روح تو از غم رهایی یابد، فیض الهی حتی اگر در کلبهای پر از اندوه وارد شود، تاثیر خود را خواهد گذاشت.