رباعی شمارهٔ ۴۰
هوش مصنوعی: شاعر از احساس عذاب وجدان و شرم ناشی از گناه سخن میگوید. او میخواهد با گریه کردن از بار گناهانش رهایی یابد و با اشکها نامهاش را که نماد زندگیاش است، پاک کند. او به این درک میرسد که عمر نمیتواند همیشه به او وفا کند، بنابراین گریه و ابراز احساساتش را ضروری میداند.
از شرم گناه شاید از خون گریماز ابر بهار بر خود افزون گریم
هوش مصنوعی: شاید به خاطر گناههایم آنقدر شرمنده شوم که از چشمانم اشک بریزد و مانند باران بهاری بر خود ببارم.
اشکی باید که نامهام شسته شودچون عمر وفا نمیکند چون گریم
هوش مصنوعی: باید اشکی بریزم تا نوشتههایم پاک شود، زیرا عمر به انسان وفا نمیکند، مثل گریهام.