رباعی شمارهٔ ۴۱
هوش مصنوعی: شاعر از دوستش میخواهد که بیاید و در میخانه گرد هم جمع شوند. آنها قصد دارند به میگساری بپردازند و پیمانی که با خود بستهاند، بشکنند. شاعر میگوید دل و جان خود را در عشق و زیباییهای ساقی میگذارد و از لذتهای جوانی و عاشقانه بهرهمند میشود.
ای فیض بیا که عزم میخانه کنیمپیمان شکنیم و می به پیمانه کنیم
هوش مصنوعی: ای فیض، بیا که به سمت میخانه میرویم، پیمانها را میشکنیم و شراب را در پیمانهها میریزیم.
دل در ره عشوههای ساقی فکنیمجان در سر غمزهای جانانه کنیم
هوش مصنوعی: دل را به دنبال فریبهای محبوب بسپاریم و جان را فدای جذابیتهای شیرین و دلانگیز کنیم.