شمارهٔ ۱۱
هوش مصنوعی: این شعر ناله و آرزوی شاعری است در انتظار ظهور امام مهدی (عج). شاعر از او میخواهد که پرده از چهرهی خود بردارد و راه را به او نشان دهد. او در فکر و اندیشهای سوزان دربارهی مقام و منزلت امام است و به دنبال آمرزش و رهایی از ناراحتیهای خود میباشد. شاعر در فریادهای خود خواهان توجه و پاسخ امام است و ابراز امیدواری میکند که در این ملاقات، جان خود را فدای او کند. در نهایت، او با دلی پر از اشتیاق، در انتظار وعده دیدار با امام است.
ای شاهد قدسی بگشا بند نقابتای مهدی هادی بنما ره به جنابت
هوش مصنوعی: ای شاهد الهی، نقاب خود را کنار بزن. ای مهدی، هدایتکننده، راه رسیدن به تو را آشکار کن.
خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوزکان بقعه کدامست که شد منزل خوابت
هوش مصنوعی: بیدار شدم و در این خواب تیره و دلخراش به فکر بودم که این کجا و آن مکان چیست که خواب من در آن جا سپری شده است.
باید که شود صرف اسیران فراقتاندیشه آمرزش و تدبیر ثوابت
هوش مصنوعی: باید که فکر و تدبیر افراد اسیر غیبت و دوری تو، به جستجوی آمرزش و نجات از این حال باشد.
هر ناله و فریاد که کردم نشنیدیپیداست اماما که بلند است جنابت
هوش مصنوعی: هر بار که ناله و فریادی زدم، تو صدای من را نشنیدی. واضح است که مقام و بلندای تو بسیار عظیم است.
خواهم که ببازد سر خود در قدمت فیضتا باز چه اندیشه کند رأی صوابت
هوش مصنوعی: من میخواهم که سر خود را در پای تو فانی کند تا ببینم چه تفکری در مورد تصمیمات درستت خواهد داشت.
جانها به کف و منتظر وعده دیدارای شاهد قدسی بگشا بند نقابت
هوش مصنوعی: دلها در انتظار دیدار تو هستند، ای شاهد آسمانی، پردهات را کنار بزن و خود را نشان بده.