شمارهٔ ۲۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر ناچاری و وابستگی عمیق شاعر به امام و حمایتهای او است. شاعر بیان میکند که در زندگیاش هیچ پناه دیگری جز آستان امام ندارد و تمام امیدش به اوست. او از دوری و جدایی از امام نگران است و احساس میکند که در جهان هیچ راهی وجود ندارد جز پناه بردن به او. همچنین شاعر اشاره میکند که هرگونه جهل و اشتباه در مورد امام پذیرفته است و گناهی بالاتر از این را نمیشناسد. تا زمانی که امام در میان انسانها نباشد، زندگی بیمعناست و در پایان، از امام درخواست دارد که حمایت و راهنماییاش را به او عطا کند.
جز آستان امامم دگر پناهی نیستسر مرا به جز این در حوالهگاهی نیست
هوش مصنوعی: جز در آستان امامم، جایی برای پناه بردن ندارم و سرم را به غیر از این در، به جایی نمیسپارم.
چرا ز درگه آل نبی بتابم رویاز این بهم به جهان هیچ رو و و راهی نیست
هوش مصنوعی: چرا باید از درگاه اهل بیت پیامبر دور شده و روی بگردانم، در این دنیا هیچ راه و مسیری جز این وجود ندارد.
مدار جهل به ایشان هر آنچه خواهی کنکه در شریعت ما زین بتر گناهی نیست
هوش مصنوعی: نابخردی و نادانی این افراد را هر طور که بخواهی تفسیر کن، زیرا در قوانین مذهبی ما، این بدتری از گناهان محسوب نمیشود.
امام گر نبود در زمانه خرمن عمربگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیست
هوش مصنوعی: اگر امامی در زمانه نباشد، دیگر زندگی و عمر من بیفایده است، چون ارزشش به اندازهی یک برگ کاه نیست.
عنان بکش چو برون آئی ای امام زمانکه نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست
هوش مصنوعی: ای امام زمان، وقتی که از غیبت خارج میشوی و به زمین میآیی، باید مراقب باشی و مهار خود را بهدست بگیری، زیرا در این جهان ظلم و ستم، جایی برای دادخواهی وجود ندارد و عدالت بهراحتی یافت نمیشود.
چنین که از همه سو فیض فتنه میبینیبه از حمایت لطفش مرا پناهی نیست
هوش مصنوعی: اینگونه که از همه جا آثار فتنه و فساد را میبینی، به جز حمایت و لطف او، پناهی برای من وجود ندارد.