شمارهٔ ۲۹
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به نوعی اعتراض به واعظ و نصیحتهای اوست. شاعر میگوید که نصیحتهای تو هیچ ارزشی ندارد و تنها به عشق امام و حضور او اهمیت میدهد. او بیان میکند که با شوق به حضور امام، حالت روحیاش دچار آسیب شده، اما این خرابی به نوعی باعث آبادانی مقام اوست. شاعر اشاره میکند که راز وجود امام هنوز برای کسی آشکار نشده و او در انتظار وصال اوست. در نهایت، شاعر متذکر میشود که نباید از درد دوری محبوب شکایت کرد، زیرا این مقدر هر کسی است.
برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد استببین به جای که بنشستهای چه بیداد است
هوش مصنوعی: ای واعظ، به کار خود بپرداز و این فریاد زدن را کنار بگذار. نگاه کن به جایی که نشستهای و ببین چه ظلم و بیعدالتی در آنجا وجود دارد.
به کام تا نرساند مرا هوای امامنصیحت همه عالم به گوش من باد است
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که تا زمانی که هوا و نیات خوب امام به من نرسد، هیچ نصیحتی از دیگران برایم اهمیت ندارد.
اگرچه شوق حضورش خراب کرد مرامقام رتبه من زین خرابی آباد است
هوش مصنوعی: هرچند که اشتیاق دیدار او مرا از جایگاه خود به زمین زد، اما از این خرابی، مقام و رتبهام همچنان آباد و با ارزش است.
حدیث سر نهان که او چراست نهاندقیقه ایست که هیچ آفریده نگشاد است
هوش مصنوعی: گفتار درباره حقیقت پنهان که چرا скрыт است، به اندازهای دقیق و عمیق است که هیچ موجودی نتوانسته است آن را به طور کامل درک کند.
در انتظار توأم حرف خلد رفت از یاداسیر شوق تو از هر دو عالم آزاد است
هوش مصنوعی: من در انتظار تو هستم و دیگر حتی یاد حرفهای بهشت از ذهنم رفته است. آن کسی که دلش به شوق تو میتپد، از هر دو جهان رها و آزاد است.
منال فیض ز بیداد هجر دوست که دوستتو را نصیب همین کرده است و این داد است
هوش مصنوعی: از ناراحتی و غم فراق دوست، رنجیده خاطر نباش که تقدیر تو همین بوده و این خود نوعی انصاف است.