شمارهٔ ۳۱
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و شوق عمیق شاعر به معشوق است. او میگوید که مردم تنها به راه معشوق نگاه میکنند و دل او غیر از معشوق را نمیپرستد. اشکهایش به سمت حرمت معشوق روان است و حتی اگر به نظر برسد که پاک نیستند، از عمق دل برمیخالند. شاعر خود را به مرغی تشبیه میکند که در قفس باد گرفتار است و در جستجوی معشوقش، به دنبال آزادی است. او تأکید میکند که هر کس به دنبال معشوق برود، بالاخره به او خواهد رسید، حتی اگر تلاشش ناقص باشد. در نهایت، او اوج محبت و نیاز خود را ابراز میکند و میگوید که شوق به معشوق تنها در دل او نیست و دیگران نیز در جستجوی او هستند. شاعر از معشوق میخواهد که عیوب عاشقان را نبیند، زیرا آنها در راه رسیدن به او کارایی کامل ندارند.
مردم دیده ما جز به رهت ناظر نیستدل سرگشته ما غیر تو را ذاکر نیست
هوش مصنوعی: مردم چشم ما فقط به راه تو نگاه میکنند و دل آشفته ما جز تو یاد هیچکس دیگری را نمیکند.
اشکم احرام طواف حرمت میبنددگرچه از خون دل خویش دمی طاهر نیست
هوش مصنوعی: اشکهای من چون احرام، به دور حرم تو میچرخد، هرچند که دلی پر از غم و خون دارم و هیچ وقت پاک و خالص نیست.
بسته دام قفس باد چو مرغ وحشیطایر سدره اگر در طلبت طایر نیست
هوش مصنوعی: چون قفس باد بسته میشود، مانند پرنده وحشی، اگر کسی در جستجوی تو نیست، نمیتوانی پرواز کنی.
عاقبت راه بیابد به جناب عالیتهر که اندر طلبت همت او قاصر نیست
هوش مصنوعی: سرانجام، هر کسی که در جستجوی شما تلاش کند و ارادهاش کم نباشد، به مقام و شخصیت شما خواهد رسید.
از روانبخشی عیسی نزنم پیش تو دمزان که در روحفزائی چو لبت ماهر نیست
هوش مصنوعی: نمیتوانم از توانایی روحبخشی عیسی بگویم زیرا در هنر پرورش روح، وجود تو بینظیر است.
شوق خدام تو تنها نه همین در دل ماستمَلَکی نیست که در شوق رخت طایر نیست
هوش مصنوعی: علاقه و محبت به تو تنها در دل ما نیست، بلکه هیچ موجودی نیست که در آرزوی تو نگردد.
فیض اگر قلب و دلش کرد به راه تو نثارمکنش عیب که بر نقد روان قادر نیست
هوش مصنوعی: اگر نعمت و فیضی که به قلب او داده شده را در راه تو قربانی کند، نباید ایرادی به او بگیری چون او قادر نیست آن را به باارزشترین شکل ممکن تبدیل کند.