شمارهٔ ۶۲
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حالتی از ناامیدی و اشتیاق شاعر اشاره دارد. شاعر از بخت بد خود و غفلت آن نام میبرد و به انتظار نشسته است تا مهدی هادی (شخصی محبوب) به او توجه کند، اما هیچ نشانهای از او نمیبیند. او با اشک و غم، آرزوی وصال را در دل میپروراند، ولی تلاشهایش به ثمر نمیرسد. زمان در حال گذر است و سالها میگذرد، اما ملاقات با محبوب همچنان دور مانده است. شاعر حسرت میخورد که با وجود دعا و کوششهای بسیار، موفقیتی حاصل نمیشود و کار از دست او خارج شده است. در مجموع، این شعر احساسی عمیق از longing و ناامیدی را منتقل میکند.
نفس برآید و مقصود بر نمیآیدفغان که بخت من از خواب بر نمیآید
هوش مصنوعی: نفس میکشم و به هدفم نمیرسم، آه که شانس من بیدار نمیشود.
کسی ز مهدی هادی نشان نمیبخشدبه سوی ما ز خیالش خبر نمیآید
هوش مصنوعی: هیچکس از وجود مهدی و نشانی از هدایت او به ما خبری نمیدهد و ما از خیال او آگاهی نداریم.
به آب دیده شب و روز تربیت کردمنهال گلبن شوقش به بر نمیآید
هوش مصنوعی: با اشک و حسرت در طول روز و شب، گل گلی که در دل دارم را پرورش دادم، اما هنوز احساس شوق و محبت او به من نمیرسد.
در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوززمان محنت هجرش به سر نمیآید
هوش مصنوعی: در این فکر و خیال گذر عمر به پایان رسید، ولی هنوز سختی و درد جداییاش به پایان نرسیده است.
صبا به چشم من انداخت خاکی از کویشکه آب زندگیم در نظر نمیآید
هوش مصنوعی: نسیم به چشمان من خاکی از سرزمین محبوبم پرتاب کرد که باعث شد دیگر آب حیات برایم قابل دیدن نباشد.
ز شست صدق گشادم هزار تیر دعاوزان میانه یکی کارگر نمیآید
هوش مصنوعی: از دل پاک و خالص خود، هزاران آرزو و دعا را به سوی آسمان روانه کردم، اما از بین آنها هیچکدام به نتیجه نرسید.
چه سعیها که نمودیم فیض در ره اودریغ کار ز ما این قدر نمیآید
هوش مصنوعی: ما تلاشهای زیادی در مسیر رسیدن به او کردیم، اما متأسفانه کار از دست ما برنمیآید و نتیجهای نداشت.