شمارهٔ ۶۷
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به انتظار ظهور صاحبالزمان و تحقق عدالت اشاره دارد. او آرزو میکند که صاحبالزمان بیاید و با عدالت خود، راهی را نشان دهد و دلهای دیگران را شاد کند. شاعر از غم عمیق خود سخن میگوید و از محبت و وفایی که از طرف او میخواهد، یاد میکند. او با اشاره به مشکلات زمانه، به انتظار بروز مهدی موعود و تغییر در اوضاع اشاره میکند و در انتها به امید ماندن در این غمکده و دعا برای برطرف شدن مشکلات میپردازد.
صاحب الامر مگر باز گذاری بکندراه بنماید و با عدل قراری بکند
هوش مصنوعی: صاحب امر باید اجازه دهد تا راه درست نشان داده شود و با عدل و انصاف تصمیمگیری گردد.
در غمش هر در و لعلی که دلم داشت بریختمگر از گریه شادیش نثاری بکند
هوش مصنوعی: در غم او هر چیزی که در دلم بود پاشیده شد، به جز این که شاید از گریهام کمی شادی نصیبش شود.
دوش گفتم بکند وعده وفا، قائم حقهاتف غیب ندا داد که آری بکند
هوش مصنوعی: دیروز به کسی گفتم که وعدهی وفا را اجرا کند، ناگهان صدای ندا از عالم غیب شنیدم که گفت: بله، انجام میدهد.
عصر خالی شده از عدل بود کز طرفیمهدی از غیب برون آید و کاری بکند
هوش مصنوعی: زمانی که جامعه از عدالت خالی شده است، مهدی خواهد آمد و از دنیای غیب بیرون خواهد آمد تا تغییراتی ایجاد کند.
ره ندارم بر او تا بدهم شرح غمشمگرش باد صبا گوش و گذاری بکند
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به او بگویم که چقدر غمگین است، چون راهی به او ندارم. تنها چیزی که میتوانم امیدوار باشم این است که نسیم صبا پیغامم را به او برساند و گوش او را به این درد بگشاید.
وصل او یا خبر مرگ اعادی یا عدلیک دعائی ز کسی زین دو سه کاری بکند
هوش مصنوعی: وصل محبوب یا خبری از مرگ دشمنان، یا اینکه کسی در این میان دعایی برای عدل و انصاف کند و از این سه گزینه یکی را انتخاب کند.
تو در این غمکده ای فیض بمان روزی چندکه گذر بر سرت از گوشه کناری بکند
هوش مصنوعی: در این دنیای پر از غم، کاش چند روزی خوشی برایت باقی بماند تا فرصتی پیدا کنی و گذری از کجا و کنار بر تو بیفتد.