شمارهٔ ۸۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نسیم صبا میخواهد که خبری خوش و معطر از معشوقش به او بیاورد. او دلش满 از اندوه است و به شدت منتظر وصال و دیدار یار خود میباشد. شاعر از صبا میخواهد که پیامی از عالم اسرار و فیض برساند تا روح و جانش را از غم و اندوه رها کند. همچنین، او به حال زار و دل خستهاش اشاره میکند و از صبا تقاضا دارد که از وضعیت محبوبش خبر دهد، چرا که مدتهاست چهره معشوق را ندیده و آرزو دارد که از آن نور و زیبایی با خبر شود.
ای صبا نکهتی از خاک در یار بیارببر اندوه دل و مژده دیدار بیار
هوش مصنوعی: ای نسیم ملایم، بادی را که بوی خوش از خاک به همراه دارد، به محبوب من برسان. غم دل را ببر و خبر خوش دیدار او را بیاور.
یعنی از نائب حق مژده وصلی برساننامه خوش خبر از عالم اسرار بیار
هوش مصنوعی: از نماینده حق، خبر خوشی درباره رسیدن به وصال را برسان و نامه خوشخبر از دنیای اسرار را بیاور.
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشامنغمهای از نفحات نفس یار بیار
هوش مصنوعی: اجازه بده که از زیبایی نسیم تو، بویی خوش به مشامم برسانم و نغمهای از نفحات حضور یار بیاورم.
گردی از رهگذر سرور ارباب نظربهر بیتابی این دیده خونبار بیار
هوش مصنوعی: گردی از دنیای خودت برآور تا دل آن کسی که در آرزوی توست را تسکین دهی و در این حالت، چشمانش را از غم و اشک پر کن.
حال زار دل این خسته افکار بگوخبری از بر آن مونس غمخوار بیار
هوش مصنوعی: احوال خراب دل این شخص خسته را بگو، آیا خبری از آن یار غمخوار و همراه است؟
روزگاریست که دل چهره مقصود ندیدلمعه نور از آن مجمع انوار بیار
هوش مصنوعی: دورهای فرا رسیده که دل نتوانسته چهره محبوب را ببیند و نور درخشان آن مجمع نورها را حس کند.
بهر آرام دل فیض ز خاک در اوبیغباری که پدیدار از اغیار بیار
هوش مصنوعی: برای آرامش دل، فیضی از خاک به او میرسد، بدون کدورت و آلودگی که از کارهای دیگران به وجود آمده است.