شمارهٔ ۸۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به محبت و عشقش نسبت به امام زمان (عج) و اهل بیت پیامبر اشاره میکند. او از شدت شوق به امام، جان و دل خود را فدای ایشان میکند و بر این باور است که دوستی آنها، ارزش عبادت و تقوا را دارد. شاعر خود را غلام اهل بیت میداند و تأکید میکند که باید در مقام رضا باشیم حتی اگر شرایط بر وفق مراد نباشد. او درباره وضع کنونیاش که پر از گناه و معصیت است، میگوید ولی همچنان به ولی خدا وابسته است. در پایان از خواننده میخواهد که بندگی خود را کنار بگذارد و از خودخواهیها رها شود تا به درک حقیقی امام برسد.
دلم فدای امام زمان شد و جان نیزببین که آتش شوق امام چون شد تیز
هوش مصنوعی: دل من برای امام زمان فدای میشود و حتی جانم را نیز فدای او میکنم. ببین که شوق و عشق به امام چقدر در من شعلهور و تیز شده است.
فدای دوستی اهلبیت پیغمبرهزار ساله عبادت به تقوی و پرهیز
هوش مصنوعی: من حاضر هستم که به خاطر دوستی اهل بیت پیامبر، حتی سالها عبادت و تقوای خود را فدای آن کنم.
غلام آن حضراتم که رهنما بودندنه آن که زد به ضلال و عمی ره خود نیز
هوش مصنوعی: من بنده کسانی هستم که راهنمایی کردند و به مسیر درست هدایت کردند، نه آنهایی که من را به گمراهی کشاندند و خود نیز از راه راست دور شدند.
اگر امیر! خلافت نه بر مراد گذشتتو در مقام رضا باش و از قضا بگریز
هوش مصنوعی: ای امیر! اگر خلافت به خواستهات نرسید، با روحی راضی و آرام به زندگی ادامه بده و از سرنوشت بد دوری کن.
مرا اگرچه گنه بیحد است و طاعت کمولی ولای ولیّ خداست دستاویز
هوش مصنوعی: اگرچه من گناهان زیادی دارم و از اطاعت خداوند کوتاهی کردهام، اما محبت و ارادت به ولی خداوند، برای من مایهی امید و نجات است.
قسیم جنت و نار است مقتدای جهاننه آن که آتش دوزخ برای او شد تیز
هوش مصنوعی: رئیس عالم، کسی است که بهشت و جهنم را تقسیم میکند، نه کسی که آتش جهنم به خاطر او شعلهور است.
محبت نبی و آل او به گور برمبه آن ز دل ببرم حول روز رستاخیز
هوش مصنوعی: من علاقه و محبت به پیامبر و خاندان او را تا آنجا که به قبر بروم با خود میبرم، تا در روز قیامت از دل پاک کرده باشم.
نقاب و پرده ندارد امام ما ای فیضتو خود حجاب خودی از هوای خود برخیز
هوش مصنوعی: امام ما هیچ پوششی ندارد، ای فیض! خودت را از تمایلات شخصی دور کن و از خواستههای نفسانی خود بگذر.