شمارهٔ ۱۰۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نسیم شمال خوشآمد میگوید و از آن میخواهد که بوی وصال معشوق را به او برساند. او از دوستش میخواهد که نشانی از مهد و منزل او و احوال دوستانش بدهد. شاعر در مورد عشق و شوقی که در دل دارد صحبت میکند و معتقد است که هیچ چیز نمیتواند بر محبّت او نسبت به محبوبش تأثیری بگذارد. در نهایت، او از صبوری در غم دوری دوست و ناله عاشقان سخن میگوید و میفهماند که این نالهها نیز شیرین است.
خوش خبر باش ای نسیم شمالکه به ما میرسد شمیم وصال
هوش مصنوعی: ای نسیم شمال، خوشحال باش که بوی دلانگیز وصال به ما میرسد.
یا برید الحما حماک اللّهمرحبا مرحبا تعال تعال
هوش مصنوعی: خوش آمدی! خوش آمدی! بیا، بیا! به تو سلام میکنم! خداوند حفظت کند!
أین مهدینا و منزله؟و من اصحابه و کیف الحال؟
هوش مصنوعی: کجاست محل زندگی ما و کجا باید برویم؟ و دوستان ما چه کسانی هستند و حال و روز چطور است؟
چه شود گر دهی نشان مقامچه شود گر کنی بیان مقال
هوش مصنوعی: چه اتفاقی میافتد اگر نشانی از مقام و جایگاه خود بدهی؟ و چه میشود اگر سخن از کلام و گفتارت بگویی؟
قصّة الشوق لانفصام لهاحبّکم دونها لسان الحال
هوش مصنوعی: داستان عشق و longing هیچ حد و مرزی ندارد، و عشق شما از هر چیزی بالاتر است که بتوان آن را با کلمات بیان کرد.
شاه ما سوی ما نمیگرددحبذا کبریا و جاه و جلال
هوش مصنوعی: سلطان ما به سمت ما نمیآید، چه خوب است که عظمتی و جلالی وجود دارد.
فیض تا چند صبر در غم دوستناله عاشقان خوش است بنال
هوش مصنوعی: اینگونه میتوان گفت که تا چه زمانی باید در غم دوست تحمل کرد؟ ناله و زاری عاشقان در این درد، زیبا و دلنشین است، پس بیایید ناله کنیم.