شمارهٔ ۱۰۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به غم و اندوه خود از غیبت امام زمان (عج) اشاره میکند و میگوید که هیچ دارویی جز انتظار او نمیتواند دردهایش را تسکین دهد. او به ناامیدی از ظهور امام در زمان خود اشاره میکند و میگوید که شرایط مناسب برای ظهور را نمیبیند. همچنین، او از ارتباطش با اهل بیت و فرزانگی در این زمان میگوید و از نبود کسانی که به نالههای او گوش کنند، ابراز نارضایتی میکند. در نهایت، او به فقدان دوستی و همدلی در جامعه اشاره میکند و احساس تنهایی و غم عمیق خود را نشان میدهد.
غم زمانه که هیچش گران نمیبینمدواش غیر امام زمان نمیبینم
هوش مصنوعی: غم و اندوه این روزگار را هیچ چیز به اندازه امام زمان تسکین نمیدهد و جز او درمان دیگری برای این دردها نمیجویم.
عجب بود که در ایام ما ظهور کندچرا که طالع خویش آن چنان نمیبینم
هوش مصنوعی: جالب است که در زمان ما اتفاقی بزرگ رخ دهد، زیرا من آیندهام را به گونهای نمیبینم که چنین چیزی ممکن باشد.
ز دامن غم او دست بر نمیدارمچرا که مصلحت خود در آن نمیبینم
هوش مصنوعی: من از غم او جدا نميشوم، چون فكر ميكنم در اين كار منفعت و مصلحت من نهفته است.
بدین دو دیده حیران من هزار افسوسکه با دو آینه رویش عیان نمیبینم
هوش مصنوعی: من با دو چشمان حیرتزدهام، چقدر متاسفم که هرچند دو آینه دارم، اما نمیتوانم چهرهاش را به روشنی ببینم.
نشان دوستی اهل بیت پرهیز استدر اهل دانش عصر این نشان نمیبینم
هوش مصنوعی: دوستی با اهل بیت نشانه پرهیز و دوری از گناهان است، ولی در میان دانشمندان این دوره، چنین نشانهای را نمیبینم.
مپرس فیض ز من سرّ غیبتش که در آنبه هیچجا سخن دل نشان نمیبینم
هوش مصنوعی: از من نپرس که چرا او پنهان است، چون در این موضوع هیچ نشانهای از دل و احساسات خود نمیبینم.
کسی که گوش کند نالهام در این غم کو؟خموش که اهل دلی در جهان نمیبینم
هوش مصنوعی: کسی نیست که صدای نالههای من را در این غم بشنود. ساکت باش، چون در این دنیا اهل دل را پیدا نمیکنم.