شمارهٔ ۱۱۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس عمیق درد و longing در دوری محبوب است. شاعر به توسل به محبوب خود فکر میکند و نمیتواند رنجهای ناشی از دوری را در چند خط بیان کند. او وصف پریشانیاش در شبهای هجران را دشوار میداند و نمیتواند تمام احساساتش را در یک نامه بگنجاند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که اگر روزی به محبوبش دست یابد، تمام وجودش را به او تقدیم خواهد کرد و از هر فرصتی برای ملاقات با او استفاده خواهد کرد. شاعر از کاستیهای تقدیر گله میکند و میپرسد که چه تدبیری باید اتخاذ کند.
در توسل به جناب تو چه تدبیر کنمچند در فرقت تو ناله شبگیر کنم
هوش مصنوعی: در تلاش برای دستیابی به تو چه راهی را انتخاب کنم، در حالی که در شبها به خاطر جداییات ناله و گریه میکنم.
آنچه در مدت هجر تو کشیدم هیهاتدر یکی نامه محال است که تحریر کنم
هوش مصنوعی: آنچه در زمان دوری تو تحمل کردم، هرگز در یک نامه نمیتوانم بنویسم.
در شب هجر تو مجموع پریشانی خویشکو مجالی که یکایک همه تقریر کنم
هوش مصنوعی: در شب جدایی تو، در شرایط آشفتهام، فرصتی نیست که بتوانم همه دردها و احساساتم را بهطور کامل بیان کنم.
آن زمان کارزوی دیدن جانم باشددر نظر نقش دل آرای تو تصویر کنم
هوش مصنوعی: در آن لحظه، آرزوی دیدن تو در دل و جانم شکل میگیرد و تصویر زیبای تو را در ذهن میآورم.
گر بدانم که وصال تو به جان دست دهددل و جان را همه در بازم و توفیر کنم
هوش مصنوعی: اگر بدانم که رسیدن به تو به قیمت جانم تمام میشود، همه وجودم را فدای تو میکنم و هیچ تردیدی ن خواهم کرد.
جان ز من گر طلبی زود فشانم به رهتور تو سر خواهی حاشای که من دیر کنم
هوش مصنوعی: اگر جانم را از من بخواهی، بیدرنگ آن را در راه تو فدای میکنم. اما اگر تو بخواهی که سرم را تقدیم کنم، هرگز این کار را دیر نخواهم کرد.
دم مزن فیض ز دشواری هجران با منچونکه تقدیر چنین است چه تدبیر کنم
هوش مصنوعی: سکوت کن و از سختی فراق با من سخن نوازی نکن، زیرا سرنوشت اینگونه رقم خورده و من چه راهمیتوانم پیش ببرم؟